برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1568 100 1
شبکه مترجمین ایران

proactively

معنی کلمه proactively به انگلیسی

proactively
• in the manner of taking preventative measures, in the manner of acting in advance

proactively را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسر.ی
فعالانه، به طور مستمر، پیوسته
حسام
فعالانه مؤثر
کبری ذوله
پیشگیرانه، آینده‌نگرانه، آینده‌بینانه
محمدرضا مجتهدی
Cambridge learning: taking action by causing change and not only reacting to change when it happens
به شکل پویا، فعالانه
محمد کمالی
به طور پیشدستانه ( و نه واکنش نشان دادن پس از اتفاقی = reactively )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی proactively مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )