برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

private

/ˈpraɪvət/ /ˈpraɪvɪt/

معنی: سرباز، اعضاء تناسلی، خصوصی، خلوت، شخصی، محرمانه، اختصاصی، خودمانی، خاص، مستور، پوشیده، مخصوص
معانی دیگر: وابسته به خواص، محرم وار، دارای شغل شخصی (غیر دولتی و غیره)، دنج، دور از انظار، کنار افتاده، نهان، نهانی، انزوا طلب، گوشه گیر، نهانجوی، خلوت گرای، فردی، یک نفری، تکی، (جمع) اعضای تناسلی (private parts هم می گویند)، سرباز وظیفه

بررسی کلمه private

صفت ( adjective )
(1) تعریف: restricted to the participation or knowledge of specified people.
مترادف: closed, restricted
متضاد: common, open, public
مشابه: confidential, exclusive, limited, privileged, secret

- I'm sorry, but this is a private meeting and no outsiders are allowed to attend.
[ترجمه زینب♡] متاسفم اما این یک جلسه خصوصی است و هیچ شخص غریبه ای اجازه شرکت در این جلسه را ندارد
|
[ترجمه اسماعیل فیروزی] متاسفم.اما ابن یک جلسه خصوصی است و افراد متفرقه اجازه حضور در ان را ندارند.
|
[ترجمه ترگمان] متاسفم، اما این یک ملاقات خصوصی است و هیچ غریبه‌ای اجازه شرکت در این جلسه را ندارد
[ترجمه گوگل] متأسفم، اما این یک جلسه خصوصی است و هیچ شخص خارجی اجازه حضور در آن نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- These papers are private, so I keep them in the locked file cabinet.
[ترجمه ترگ ...

واژه private در جمله های نمونه

1. private and/or government property
ملک خصوصی به تنهایی و یا ملک خصوصی و ملک دولتی

2. private ownership of land
مالکیت خصوصی زمین

3. private property
ملک خصوصی

4. private property -- no trespassing allowed!
ملک خصوصی -- ورود غیر مجاز ممنوع است‌!

5. private welfare foundations
بنیادهای خصوصی رفاهی

6. a private car
اتومبیل شخصی

7. a private citizen
شهروند ناوابسته به دولت

8. a private detective
کارآگاه خصوصی

9. a private dining room
اتاق ناهارخوری دنج

10. a private joke
یک شوخی خودمانی

11. a private matter
مطلب محرمانه

12. a private medical practice
طبابت دکتری که تک (یا برای خودش) کار می‌کند

13. a private organization
یک سازمان خصوصی

14. a private person
آدم گوشه‌گیر

15. a priva ...

مترادف private

سرباز (اسم)
private , knave , soldier , sepoy , ranker , man at arms
اعضاء تناسلی (اسم)
private
خصوصی (صفت)
private , specific , special , particular , peculiar , informal , personal , subjective
خلوت (صفت)
lonely , private , retired
شخصی (صفت)
own , private , personable , personal
محرمانه (صفت)
tete-a-tete , secret , surreptitious , private , arcane , confidential , closed , esoteric , backstage , hush-hush
اختصاصی (صفت)
separate , appropriative , dedicated , proprietary , private , privy , custom-built
خودمانی (صفت)
close , related , friendly , private , bosom , inner , intimate , familiar , comradely , heart-to-heart , hob-and-nob , hob-a-nob
خاص (صفت)
own , private , noble , specific , characteristic , privileged , elect , select , special , particular , peculiar , gently born
مستور (صفت)
hidden , private , covered
پوشیده (صفت)
secret , latent , private , occult , overcast , covert , recondite , impenetrable
مخصوص (صفت)
proper , express , private , specific , special , particular , peculiar , especial

معنی عبارات مرتبط با private به فارسی

کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی می کند
رجوع شود به: free enterprise
(امریکا - خودمانی) کارآگاه خصوصی
(ارتش امریکا) سرباز یکم، سربازیکم
(حقوق) حقوق خصوصی، قوانین فردی، حقوق خصوصی
خط خصوصی
شرمگاه
ملک اربابی، دارایی شخصی
مدرسه ملی
بخش خصوصی
به طور خصوصی، محرمانه، در خلوت
تو جمع تشویق کن تو خلوت انتقاد

معنی private در دیکشنری تخصصی

private
[حقوق] خصوصی، شخصی، اختصاصی، محرمانه، مصون از افشاء
[کامپیوتر] یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی را فراهم می آورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از آن کنترل می کند رد و بدل کننده شعبه ای اتوماتیک خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
[برق و الکترونیک] مرکز تلفن انشعابی خصوصی خودکار مرکز تلفن انشعابی قابل سوییچ کردن متعلق به مشترک که شماره گیری ایستگاه به ایستگاه داخلی و خارجی را انجام می دهد . تمام ارتابطهای تلفنی از طریق سوییچهایی کنترل شونده از راه دور بر قرار می شوند .
[کامپیوتر] مبادله انشعاب خصوصی
[برق و الکترونیک] مرکز تلفن انشعابی خصوصی دسته ای از خدمات تلفنی که معمولاً خدمات مانند PABX راهگزینی تلفنی خصوصی در محل مشترک را انجام می دهد و امکان دسترسی مشترک به مرکز تلفن عمومی را فراهم می کند .
[عمران و معماری] اتومبیل اختصاصی - اتومبیل شخصی
[عمران و معماری] پارکینگ اختصاصی - پارکینگ خصوصی
[حسابداری] باربری خصوصی
[حسابداری] شرکت سهامی خاص
[عمران و معماری] جاده اختصاصی - جاده خصوصی
...

معنی کلمه private به انگلیسی

private
• soldier of the three lowest military ranks
• intimate, for or pertaining to a small group of people; personal, of an individual
• if something is private, it is for the use of one person or group only, rather than for the general public.
• private discussions take place between a small group of people and are kept secret from others.
• if you do something in private, you do it on your own or with only a few other people being present, usually because you want to keep it secret.
• if you say something in private, you say it to one person or small group rather than to the general public.
• private activities and belongings are connected with your personal life rather than with your work or business.
• your private thoughts are personal and you do not discuss them with other people.
• a private place is quiet and secluded from other people.
• a private person is very quiet and does not share their thoughts and feelings with other people.
• private is used to describe services or industries that are owned by an individual person or group, rather than being controlled by the state.
• a private is a soldier of the lowest rank.
private account
• personal bank account, bank account who owner is a private individual
private affairs
• personal affairs, secret matters, issues that are private
private allocation
• distribution of securities to specific factors
private ambulance
• ambulance that belongs to a private company
private bank
• bank owned by private groups whose liability is unlimited
private bill
• bill nominated by a single parliament member (or a group in the parliament) which has not yet reached th ...

private را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mobina
شخصی
hhhhh
اختصاصی
فاطمه جانی
خلوت^^
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
باسلام، معنی واژه فوق شخصی ، خصوصی میباشد.
هادی سلیمی
شیوه، سبک
رضاعلایی
محرمانه
سلماني
Let's talk in private
Do not disturb the eyes of people in general
در خلوت باهم صحبتي داشته باشيم
در عموم چشم اشخاصا نباشد
سلماني
When you are talking in private
Do not repeat the discussion or report in public
وقتی در خلوت صحبت می کنید
بحث یا گزارش را در جمع تکرار نکنید
امیر قائدی
شخصی، خلوت، خودمانی
👈
👈👍
مرتضی رجبی
سرباز صفر
Younes
مدرسه خصوصی
مدرسه غیر انتفاعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی private

کلمه : private
املای فارسی : پرایوت
اشتباه تایپی : حقهرشفث
عکس private : در گوگل

آیا معنی private مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )