برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

perception

/pərˈsepʃn̩/ /pəˈsepʃn̩/

معنی: اگاهی، درک، احساس، ادراک، دریافت، مشاهده، مشاهده قوه ادراک
معانی دیگر: برداشت، استنباط، تلقی، تعبیر، بینش، اندریافت، فهم، پی بردن

بررسی کلمه perception

اسم ( noun )
مشتقات: perceptional (adj.)
(1) تعریف: that which is received through the senses.
مترادف: cognizance, impression, percept, phenomenon, sensation
مشابه: sense

(2) تعریف: the ability to perceive or know through the senses.
مشابه: apprehension, cognition, comprehension, consciousness, faculty, hearing, sensation, sense, sensibility, sight, smell, vision

(3) تعریف: understanding that is intuitive; insight.
مترادف: apprehension, feeling, insight, instinct, intuition
مشابه: clairvoyance, discernment, epiphany, grasp, sense, understanding, view

واژه perception در جمله های نمونه

1. color perception
درک رنگ،اندریافت رنگ

2. depth perception
اندریافت ژرفا،درک عمق

3. extrasensory perception
ادراک فراحسی،دریافت فراسهشی

4. people's perception of what you are is as important as what you actually are
استنباط مردم از آنچه که تو هستی همانقدر مهم است که آنچه که تو واقعا هستی.

5. We have to change the public's perception that money is being wasted.
[ترجمه ترگمان]ما باید درک عمومی را تغییر دهیم که پول هدر می‌رود
[ترجمه گوگل]ما باید ادراک عمومی را که پول خراب می شود تغییر دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was a man of keen perception.
[ترجمه ترگمان]او مردی بود با شناختی که از او داشت
[ترجمه گوگل]او مردی است که به شدت ادراک می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. My perception of the problem is quite different.
[ترجمه ترگمان]درک من از مشکل کاملا متفاوت است
[ترجمه گوگل]درک من از مشکل کاملا متفاوت است
[ترجمه شما ...

مترادف perception

اگاهی (اسم)
knowledge , acquaintance , awareness , consciousness , inkling , intelligence , advice , advertisement , monition , idea , dope , perception , cognizance , immediacy
درک (اسم)
imbibition , apprehension , apperception , perception , realization , discernment , percept , uptake , gusto , percipience , sentience
احساس (اسم)
sense , impression , sentiment , apperception , perception , feeling , sensation , gusto , percipience , sensing
ادراک (اسم)
understanding , impression , notion , perception , realization , conception , uptake , scent , cognition , headpiece , savvy , cognizance , conceptualization , hindsight , mother wit , sentience
دریافت (اسم)
reception , inception , perception , discernment , comprehension , receipt , percipience , sentience
مشاهده (اسم)
perception , observation , seeing , witnessing
مشاهده قوه ادراک (اسم)
perception

معنی عبارات مرتبط با perception به فارسی

مشاهده یا دیدن چیزی
(توانایی دیدن چیزها به طور سه وجهی یعنی دراز و پهنا و ژرفای هر چیز) ژرفا دریابی، ادراک عمق
ادراک، درک، دریافت
حس تشخیص اخلاقی
وایابش سوهش، ادراک حسی، بازیافت سوهش

معنی perception در دیکشنری تخصصی

perception
[عمران و معماری] ادراک - دید - مشاهده
[ریاضیات] ادراک، اندریافتن، ضربه، برداشت های ذهنی
[عمران و معماری] مدل ادراکی
[عمران و معماری] نقطه ادراک
[عمران و معماری] مدت زمان ادراک و پاسخ
[عمران و معماری] مدت زمان ادراک
[ریاضیات] ادراکات فوق حسی

معنی کلمه perception به انگلیسی

perception
• sense, feeling, intuition; comprehension, understanding
• perception is the recognition of things by using your senses, especially the sense of sight.
• someone who has perception realizes or notices things that are not obvious.
• a perception is an opinion that you have about someone or something.
perception of threat
• sense of threat, menacing feeling
extra sensory perception
• knowledge or perception which is not obtained through the five senses, clairvoyance, telepathy, esp
extrasensory perception
• perception that is apart from or in addition to normal sense perception
• extrasensory perception is an ability that some people think exists, by which people can feel or know things that they could not have felt or known through the ordinary senses such as touch, sight, or hearing.
keen perception
• sharp understanding, intense awareness, penetrating intuition
self perception
• way a person understands himself, self-image
sense perception
• perception that takes place through the senses
the doors of perception
• 1954 essay by aldous huxley
three dimensional perception
• vision of height width and depth, spatial perception

perception را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

remex star
قوه ادارك ، آگاهي
حسین
ادراک
L.M
ذهنیت
ناهید ر
درک، تصور،
فرشتهِ عشق
I wonder why you have such a feeling and perception
تعجب میکنم چرا همچین حس و برداشتی به شما دست داده است
ناصر
برداشت کردن .
برداشت شما از یک چیزی که میتواند درست و یا اشتباه باشد
English User
(نوعی)نگاه و دید(به چیزی)
Dark Light
دیدگاه
You can have different perceptions and different views
Dark Light
The Doors of Perception : درهای ادراک - درهای آگاهی - دروازه های طرز دیدگاه
سمیعی
نگرش, دیدگاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی perception

کلمه : perception
املای فارسی : پرکپتین
اشتباه تایپی : حثقزثحفهخد
عکس perception : در گوگل

آیا معنی perception مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )