برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1405 100 1

Offer

/ˈɒfər/ /ˈɒfə/

معنی: عرضه، ارائه، پیشکش، پیشنهاد، تقدیم، عرضه کردن، عرضه داشتن، فدا کردن، پیشکش کردن، تقدیم داشتن، پیشنهاد کردن
معانی دیگر: (بیشتر با:up) تقدیم کردن (به خداوند یا مقدسان)، نثار کردن، ارزانی داشتن، بذل کردن، خواستار (انجام کاری) شدن، داوطلب شدن، از خود نشان دادن، بروز دادن، در معرض فروش گذاشتن، پیشنهاد خرید یا فروش دادن، (فرصت و غیره) پیش آمدن، رخ دادن، دست دادن، باز نمود، تعارف (کردن)، (نادر) پیشنهاد ازدواج کردن، (قدیمی - با at) کوشیدن

بررسی کلمه Offer

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: offers, offering, offered
(1) تعریف: to present for acceptance or refusal.
مترادف: proffer, submit, tender
مشابه: bid, extend, go, introduce, present, propose, serve

- He offered coffee to his guests.
[ترجمه A.A] او به میهمانانش قهوه تعارف کرد
|
[ترجمه ترگمان] به مهمانان قهوه تعارف کرد
[ترجمه گوگل] او قهوه را به مهمانانش عرضه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The company offered her the job.
[ترجمه A.A] این شرکت به اوکار پیشنهاد کرد|
[ترجمه ترگمان] شرکت کارش را به او پیشنهاد کرد
[ترجمه گوگل] این شرکت شغلش را ارائه داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Offer در جمله های نمونه

1. offer itself
پیش آمدن،روی دادن،رخ دادن

2. offer one's best wishes
(نسبت به کسی) بهترین آرزوها را داشتن،خیرخواهی یا دعای خیر کردن،تبریک گفتن

3. offer one's hand in marriage
پیشنهاد ازدواج دادن،خواستگاری کردن

4. an offer of help
پیشنهاد کمک

5. an offer of help with no strings attached
پیشنهاد کمک بدون قید و شرط

6. an offer to buy our house
پیشنهادی برای خرید خانه‌ی ما

7. his offer did not suit the occasion
پیشنهاد او به موقع نبود.

8. his offer interested me
پیشنهاد او توجه مرا جلب کرد.

9. our offer was turned down
پیشنهاد ما رد شد.

10. the offer for unconditional surrender was rejected with scorn
پیشنهاد تسلیم بلاشرط را با تحقیر رد کردند.

11. the offer i made you yesterday still holds
پیشنهادی که دیروز به تو کردم هنوز به قوت خود باقی است.

12. to offer a new plan
نقشه‌ی تازه‌ای را پیشنهاد کردن

13. to offer excuses
بهانه آوردن ...

مترادف Offer

عرضه (اسم)
skill , exposition , efficiency , offer , presentation , proffer
ارائه (اسم)
show , offer , representation , presentation , exhibition , presentment , showing , exposure , offering
پیشکش (اسم)
present , offer , gift , offering
پیشنهاد (اسم)
motion , tender , offer , bid , plea , suggestion , proposal , proposition , proffer
تقدیم (اسم)
present , offer , presentation , proffer
عرضه کردن (فعل)
tender , offer
عرضه داشتن (فعل)
submit , present , offer
فدا کردن (فعل)
offer , devote , sacrifice , immolate
پیشکش کردن (فعل)
offer , gift
تقدیم داشتن (فعل)
submit , give , present , put , offer , proffer
پیشنهاد کردن (فعل)
submit , motion , advance a proposal , offer , propose , suggest , bid , hold forth , propound , proffer , move a proposal , propone

معنی عبارات مرتبط با Offer به فارسی

پیش آمدن، روی دادن، رخ دادن
(نسبت به کسی) بهترین آرزوها را داشتن، خیرخواهی یا دعای خیر کردن، تبریک گفتن
پیشنهاد ازدواج دادن، خواستگاری کردن
بازرگانى : پیشنهاد متقابل
پیشنهاد خرید سهام شرکت بخصوص در تاریخ و به قیمت معین (معمولا برای به دست آوردن اکثریت سهام و اداره ی شرکت)
(انگلیس) خانه ی فروشی که برای آن بیعانه داده شده است

معنی Offer در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] پیشنهاد
[حقوق] پیشنهاد، ایجاب، عرضه، ارائه
[ریاضیات] داشته باشد، پیشنهاد، عرضه
[حسابداری] ایجاب و قبول ( در حقوق)
[حقوق] ایجاب و قبول
[حقوق] قولنامه، نامه ایجاب و قبول
[حقوق] پیشنهاد پرداخت غرامت
[حقوق] پیشنهاد سازش
[حقوق] پیشنهاد متقابل
[حقوق] پیشنهاد قطعی، ایجاب الزام آور

معنی کلمه Offer به انگلیسی

offer
• suggestion; proposal of a price, tender, bid; proposal of marriage; expression of (goodwill, intent, etc.)
• suggest; tender, bid, propose a price; present, put forward, submit; express (goodwill, intent, etc.); present or sacrifice as an act of worship
• if you offer something to someone, you ask them if they would like to have it or to use it.
• if you offer to do something, you say that you are willing to do it.
• an offer is something that someone says they will give you or do for you if you want them to.
• if you offer someone information, advice, or praise, you give it to them.
• if something offers a service, opportunity, or product, it provides it.
• an offer in a shop is a specially low price for a product, or something extra that you get by buying the product.
• if something is on offer, it is available to be used or bought.
• see also offering.
offer a sacrifice
• present a sacrifice, present an offering
offer for sale
• put up for sale, present for sale
offer for the public
• offer to the public to buy stocks, making of stock available for the public to buy
offer itself
• appear, come unexpectedly, occur
offer of securities
• (economics) offer by a publicly-held company to the general public to purchase securities
offer one's hand
• propose marriage
offer opposition
• oppose, show resistance
offer proposals
• submit suggestions, submit proposals
offer resistance
• offer opposition, resist
offer that can't be refused
...

Offer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
ایجاب . در رشته حقوق offerمعنی ایجاب می دهد
leila jamali
پش فاکتور - proforma invoice
leila jamali
پیش فاکتور ، در مکاتبات بازرگانی
łŁłЏΛ
Suggest
mobina
دریک مدت زمان مشخص٫عرضه
Dariush
در حال مثلا
We are going to vacations.
ما در حال رفتن به مسافرت هستیم.
محمود روحانی
عرضه کردن، فراهم کردن، در اختیار گذاشتن، به دست دادن

We have been successful because we are offering a quality service.
Did he offer any explanation for his strange behavior?
Their flimsy tent offered little protection against the severe storm.
In medieval times the sapphire was believed to offer protection to its wearer.
moghaddasi
suggestion
میلاد علی پور
مطرح کردن، گفتن، قید کردن
tinabailari
we're going to offer vacations to business people who need to escape the stress of the city
Priyanka
تقدیم کردن
Reihaneh
پیشنهاد
جهان
تحویل گرفتن (مثلا در ملاقات دو نفره)
Cent
It is statement offering to do something or give something to somebody
Nima
پیشنهاد کردن
Hamed
Advice
الهام حمیدی
ارائه کردن
sogol
درخواست دادن_خدمتی ارائه دادن
M.R
پیشکش /فراهم نمودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی offer
کلمه : offer
املای فارسی : آفر
اشتباه تایپی : خببثق
عکس offer : در گوگل

آیا معنی Offer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )