برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

native speaker

/ˌneɪtɪv ˈspiːkər/ /ˌneɪtɪv ˈspiːkə/

واژه native speaker در جمله های نمونه

1. A primer is used to teach a non-reading native speaker of a language to read his own language.
[ترجمه ترگمان]از یک پرایمر برای آموزش یک گوینده بومی خواندن زبان برای خواندن زبان خودش استفاده می‌شود
[ترجمه گوگل]یک پرایمر برای آموزش زبان مادری غیر خواندن از یک زبان برای خواندن زبان خود استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This process is trivial for a native speaker of a language, however for a computer system the solution is more difficult.
[ترجمه ترگمان]این فرآیند برای یک گوینده بومی یک زبان کم‌اهمیت است، با این حال برای یک سیستم کامپیوتری راه‌حل مشکل تر است
[ترجمه گوگل]این فرایند برای زبان مادری یک زبان بی اهمیت است، اما برای سیستم کامپیوتری راه حل مشکل تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They pose problems to foreign language learners and native speaker learners alike.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها مشکلاتی را برای زبان آموزان زبان خارجی و learners نیز به طور یک‌سان مطرح می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها زبان آموزان زبان خارجی و زبان آموزان زبان مادری را به طور مساوی با مشکل مواجه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه native speaker به انگلیسی

native speaker
• person who grew up speaking the language
• a native speaker of a language is someone who speaks that language as their first language rather than having learnt it as a foreign language.

native speaker را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Fatima Forouzmand
گویشواران بومی
محمد جفری
سخنران بومی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی native speaker مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )