برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

narrated

واژه narrated در جمله های نمونه

1. he narrated the story of rustam and sohrab
او داستان رستم و سهراب را نقل کرد.

narrated را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fatemeh.m.t
شرح دادن،روایت،روایت کردن،نقالی کردن،داستانی راتعریف کردن،داستان سرایی کردن
Shadi
روایت کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی narrated مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )