برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1616 100 1
شبکه مترجمین ایران

misalignment

/ˌmɪsəˈlaɪnmənt/ /ˌmɪsəˈlaɪnmənt/

(مکانیک) لنگی، میزان بندی بد، کژ میزانی، ناراستگی، ناهمترازی

واژه misalignment در جمله های نمونه

1. End effects and errors due to misalignment are very important in torsion testing.
[ترجمه ترگمان]اثرات و خطاهای پایانی ناشی از misalignment در تست پیچشی بسیار مهم هستند
[ترجمه گوگل]اثرات متوقف و اشتباهات ناشی از ناپیوستگی در آزمون پیچشی بسیار مهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sure, the bathroom door is weak with misalignment and it will not shut.
[ترجمه ترگمان] البته، در دستشویی ضعیفه و بسته نمیشه
[ترجمه گوگل]مطمئنا، درب حمام با ناهماهنگی ضعیف است و بسته نخواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Influence of misalignment between SMF and FMF on depth of modulation(DM)was calculated.
[ترجمه ترگمان]تاثیر of بین SMF و FMF بر عمق مدولاسیون (DM)محاسبه شد
[ترجمه گوگل]تأثیر عدم تقارن بین SMF و FMF در عمق مدولاسیون (DM) محاسبه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Lugs should not be used to adjust misalignment in piping.
[ترجمه ترگمان]lugs نباید برای سازگاری با لوله‌کشی مورد استفاده قرار گیرند
[ترجمه گوگل]خط ...

معنی misalignment در دیکشنری تخصصی

misalignment
[عمران و معماری] غیر هم محور - نامیزان
[برق و الکترونیک] ناهم راستایی

معنی کلمه misalignment به انگلیسی

misalignment
• unsuccessful or improper arrangement

misalignment را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
بدراستایی - ناهنجاری (در بدن)
آتیلا
ناهماهنگی
نیما
انحراف
نجات
ناهم محوری
hamid
نا متقارن
رهگذر
ناهمسویی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی misalignment

کلمه : misalignment
املای فارسی : میسلیگنمنت
اشتباه تایپی : ئهسشمهلدئثدف
عکس misalignment : در گوگل

آیا معنی misalignment مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )