برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

literate

/ˈlɪtərət/ /ˈlɪtərət/

معنی: ادیب، باسواد
معانی دیگر: آموخته، وارد(به)، قادر به خواندن و نوشتن، الفبادان، نویسا در برابر: بی سواد illiterate)، دانشمند، عالم

بررسی کلمه literate

صفت ( adjective )
(1) تعریف: able to read and write.
متضاد: illiterate, unlettered

- A strong nation needs a literate population.
[ترجمه ترگمان] یک ملت قوی به جمعیت باسواد نیاز دارد
[ترجمه گوگل] یک ملت قوی نیاز به جمعیت سواد دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She hadn't been able to attend school and had not become literate.
[ترجمه ترگمان] او نتوانسته بود در مدرسه شرکت کند و باسواد نشده بود
[ترجمه گوگل] او نمیتوانست در مدرسه شرکت کند و سواد نداشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: having or showing education or knowledge; learned.
مترادف: educated, erudite, intellectual, learned, lettered, scholarly, well-read
متضاد: illiterate
مشابه: brainy, cerebral, cultured, knowledgeable, schooled, well-informed

- Judging by his vocabulary, he was a literate man.
[ترجمه ترگمان] با توجه به کلمات اون مرد با سواد بود
[ترجمه گوگل] قضاوت بر اساس واژگان او یک مرد سواد بود
[ترجمه شما] ...

واژه literate در جمله های نمونه

1. economically literate
وارد به (علم) اقتصاد

2. Though nearly twenty he was barely literate.
[ترجمه ترگمان]با اینکه تقریبا بیست سالش بود، به زحمت باسواد بود
[ترجمه گوگل]اگر چه تقریبا بیست ساله بود که به سختی سواد داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Only a few of the nation's peasants are literate.
[ترجمه ترگمان]فقط چند نفر از دهقانان باسواد هستند
[ترجمه گوگل]فقط چند تن از دهقانان کشور سواد دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Geography graduates are literate and numerate and have very good IT skills.
[ترجمه ترگمان]فارغ التحصیلان جغرافیا باسواد و numerate هستند و مهارت‌های بسیار خوبی برای فن‌آوری اطلاعات دارند
[ترجمه گوگل]فارغ التحصیلان جغرافیایی سواد و شمارش دارند و مهارت های IT بسیار خوبی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Only highly literate people are capable of discussing these subjects.
[ترجمه ترگمان]تنها افراد باسواد بسیار باسواد قادر به ...

مترادف literate

ادیب (اسم)
scholar , penman , belletrist , literate , litterateur , bookman , literator
باسواد (صفت)
lettered , literate

معنی کلمه literate به انگلیسی

literate
• one who can read and write; educated person
• able to read and write; educated; well-versed in literature
• someone who is literate is able to read and write.
• someone who is highly literate is well educated and intelligent.

literate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی literate

کلمه : literate
املای فارسی : لیترت
اشتباه تایپی : مهفثقشفث
عکس literate : در گوگل

آیا معنی literate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )