برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1409 100 1

let on


(عامیانه) 1- دانستن یا آگاهی خود به امری را آشکار کردن، 2- وانمود کردن

واژه let on در جمله های نمونه

1. Don't let on about this meeting.
[ترجمه ترگمان]در این جلسه دخالت نکن
[ترجمه گوگل]درباره این جلسه اجازه ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Don't let on about our arrangements.
[ترجمه ترگمان]بی‌خیال برنامه ما نشو
[ترجمه گوگل]اجازه ندهید در مورد تدارکات ما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She never let on that anything was wrong.
[ترجمه ترگمان]او هرگز اجازه نمی‌داد که چیزی اشتباه باشد
[ترجمه گوگل]او هرگز اجازه نداد که چیزی اشتباه باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Don't let on to Kehr that we are going to the movie tonight. We don't want her to know.
[ترجمه ترگمان]به من اجازه نده که امشب به سینما برویم ما نمی‌خوایم اون بدونه
[ترجمه گوگل]به Kehr اجازه ندهید که ما امشب به فیلم می رویم ما نمی خواهیم او را بدانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه let on به انگلیسی

let on
• pretend; expose a secret

let on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
معلوم کردن، لو دادن، روشن کردن، فاش ساختن، گفتن
Shirinbahari
رازی را بر ملا کردن
I’m sure he knows more than he’s letting on.
سیمین
آشکار کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی let on
کلمه : let on
املای فارسی : لفت اون
اشتباه تایپی : مثف خد
عکس let on : در گوگل

آیا معنی let on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )