برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

intersection

/ˌɪntərˈsekʃn̩/ /ˌɪntəˈsekʃn̩/

معنی: چهار راه، تقاطع
معانی دیگر: (محل تقاطع دو یا چند خط یا راه یا خیابان و غیره) همبرگاه، چهارراه (یا دوراهی یا چند راهی)، مقطع، دو نیم سازی، میانبری، همبری، همبرش، (ریاضی) فصل مشترک

بررسی کلمه intersection

اسم ( noun )
مشتقات: intersectional (adj.)
(1) تعریف: the point or place where two or more things such as roads intersect.
مشابه: junction, meeting, traverse

(2) تعریف: the act or condition of intersecting.
مشابه: junction, traverse

واژه intersection در جمله های نمونه

1. intersection of sets
(ریاضی) مقطع مجموعه‌ها

2. turn left at the next intersection
در چهار راه بعدی به طرف چپ بپیچید.

3. the filling station is located at the intersection of three main roads
پمپ بنزین در محل تقاطع سه راه اصلی قرار دارد.

4. Bridges are used to avoid the intersection of a railway and a highway.
[ترجمه ترگمان]پل‌ها برای اجتناب از تقاطع راه‌آهن و یک بزرگراه مورد استفاده قرار می‌گیرند
[ترجمه گوگل]پل ها برای جلوگیری از تقاطع راه آهن و بزرگراه استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Take a left turn at the intersection.
[ترجمه ترگمان]بپیچ سمت چپ تو تقاطع
[ترجمه گوگل]در تقاطع بکشید سمت چپ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The policeman regulated traffic at the intersection.
[ترجمه ترگمان]پلیس ترافیک را در تقاطع کنترل کرد
[ترجمه گوگل]پلیس ترافیک را در تقاطع تنظیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف intersection

چهار راه (اسم)
crossroad , intersection , four-way
تقاطع (اسم)
junction , meet , intersection , decussating

معنی عبارات مرتبط با intersection به فارسی

(ریاضی) مقطع مجموعه ها

معنی intersection در دیکشنری تخصصی

intersection
[عمران و معماری] تقاطع غیر همسطح - برشگاه - فصل مشترک - چهارسو - چهار راه - همبر
[کامپیوتر] اشتراک ، تقاطع - مجموعه ای از عناصر که در هر دو مجموعه وجود دارد ، مثلاً اشتراک { a,b,c } یا { c,b,r} برابر با { b,c} است .
[مهندسی گاز] تقاطع ، فصل مشترک
[زمین شناسی] فصل مشترک ، نقطه مشترک میان دو یاچند خط یا پاره خط مجموعه عملیات ضرب کردن،حاصل مجموعه خود مجموعه های با عناصر مشترک از تمام مجموعه های ورودی است.
[نساجی] پیوستگی - تقاطع - قطع - تقسیم
[ریاضیات] اشتراک، فصل مشترک، تقاطع، مقطع
[آمار] اشتراک
[عمران و معماری] زاویه تقاطع
[زمین شناسی] زاویه تقاطع
[عمران و معماری] تاخیر تقاطع
[عمران و معماری] طراحی تقاطع - طرح تقاطع
[عمران و معماری] ورودی تقاطع
[عمران و معماری] خروجی تقاطع
[عمران و معماری] نموارحرکات تقاطع
[عمران و معماری] بازوی تقاطع - شاخه یک تقاطع - شاخه یک همبر
[عمران و معماری] ضریب بار تقاطع
[ریاضیات] روش مقطعی، روش برش
[آمار] روش مقطعی
...

معنی کلمه intersection به انگلیسی

intersection
• point where two roads cross, junction; crossing, convergence
• an intersection is a place where roads cross each other.
angle of intersection
• angle at which two things cross one another

intersection را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mnfy43
تقاطع (اسم مصدر قطع کردن)، تلاقی (اسم مصدر تلاقی کردن)، مکان تقاطع، مکان تلاقی
mefrnz73
اشتراک
ابراهیم
تقاطع
سجاد صالحی توتاخانه
وجه مشترک، فصل مشترک
محمد باقرزاده
تلاقی، نقطه تلاقی
مائده
نقطه ی اشتراک، اشتراکات
uSER
اشتراک، وجه مشترک، وجه اشتراک، نقطه مشترک، نقطه اشتراک

چهارراه، تقاطع
سارافرجپور
چهارراه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی intersection

کلمه : intersection
املای فارسی : اینترسکتین
اشتباه تایپی : هدفثقسثزفهخد
عکس intersection : در گوگل

آیا معنی intersection مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )