برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1404 100 1

insecure

/ˈɪnsəkjər/ /ˌɪnsɪˈkjʊə/

معنی: سست، بی اعتبار، نا معین، غیر قطعی، ناامن، متزلزل، غیر مطمئن، غیرمحفوظ، بدون ایمنی
معانی دیگر: نااستوار، بی امنیت، خطرآمیز، غیرقابل اعتماد، غیرقابل اطمینان، نامطمئن، بی تامین، عاری از اعتماد به خود، بیمناک، نگران، دلواپس

بررسی کلمه insecure

صفت ( adjective )
مشتقات: insecurely (adv.), insecureness (n.)
(1) تعریف: having insufficient protection; not safe or secure.
مترادف: endangered, exposed, unguarded, unsafe, vulnerable
متضاد: safe, secure
مشابه: hazardous, open, perilous, risky, susceptible

- We could not sleep knowing our food supplies were insecure.
[ترجمه ترگمان] ما نمی تونیم بخوابیم که آذوقه و آذوقه مون نا امن است
[ترجمه گوگل] ما نمی توانستیم بفهمیم که مواد غذایی ما ناامن هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- an insecure, easily robbed apartment
[ترجمه ترگمان] یه تیمارستان که به راحتی از آپارتمان
[ترجمه گوگل] یک آپارتمان ناامن، آسان به سرقت رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: not firmly established or built; unstable.
مترادف: shaky, unstable, unsteady
متضاد: stable
مشابه: dangerous, precarious, ramshackle, rickety, uneasy, unreliable, unsound, unsure, weak, wobbly

- an insecure platform
[ترجمه ترگمان] یک سکوی ناامن
[ترجمه گو ...

واژه insecure در جمله های نمونه

1. an insecure investment
سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیز

2. an insecure job
شغل بی‌تامین

3. the insecure political situation
وضع متزلزل سیاسی

4. she feels insecure about her marriage
او درباره‌ی ازدواجش نگران است.

5. the door's hinge has become insecure
لولای در شل شده است.

6. Most mothers are insecure about their performance as mothers.
[ترجمه ترگمان]اغلب مادران نسبت به عملکرد خود به عنوان مادر احساس ناامنی می‌کنند
[ترجمه گوگل]اکثر مادران در مورد عملکرد آنها به عنوان مادران ناامن هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He's very insecure about his appearance.
[ترجمه ترگمان]او نسبت به ظاهرش احساس ناامنی می‌کند
[ترجمه گوگل]او در مورد ظاهر خود بسیار ناامن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The foundations of the house are insecure.
[ترجمه ترگمان]پایه‌های خانه ناامن هستند
[ترجمه گوگل ...

مترادف insecure

سست (صفت)
doddered , effeminate , flaggy , weak , feeble , torpid , asthenic , loose , frail , flimsy , slack , atonic , slow , insecure , sleazy , floppy , lax , idle , lazy , indolent , slothful , groggy , remiss , washy , wishy-washy , inactive , slumberous , slumbery , feckless , flabby , flaccid , languid , slumbrous , lethargic , shaky , rickety , rattletrap , wonky , supine , tottery
بی اعتبار (صفت)
bad , void , invalid , insecure
نا معین (صفت)
indeterminate , unlimited , insecure , indefinite , changeful , nondescript , undetermined
غیر قطعی (صفت)
insecure , indefinite , irresolute , indecisive
ناامن (صفت)
unsure , insecure
متزلزل (صفت)
unstable , ramshackle , insecure , instable , wavery , shaky , precarious , shaking , palsied , trembling , seismic , tottery
غیر مطمئن (صفت)
insecure
غیرمحفوظ (صفت)
insecure
بدون ایمنی (صفت)
insecure

معنی کلمه insecure به انگلیسی

insecure
• lacking self-confidence; fearful, anxious, uncertain; risky; shaky, unstable
• if you feel insecure, you feel that you are not good enough or are not loved.
• something that is insecure is not safe or protected.

insecure را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حجت
آدم بی اعتماد به نفس
Mr.kheirkhah
بی اعتماد به نفس
محمدحسین
پوچی و ترس
3tysh
به نظر من هم بی اعتماد به نفس معنی میده و متضاد self_confident هستش
F.F
Who is not self - confident
بی اعتماد به نفس
Insecure ≠self-confident
Lilidian
درمقابلself confidentقرارداردومتضادش میباشدوبه معنای غیرقابل اعتماد.ادم دهن لق.بی اعتبار.متزلزل
یونس نادری
سست نظر
یونس نادری
Who's not conceited
English User
نامطمئن، متزلزل، سست بنیان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی insecure
کلمه : insecure
املای فارسی : اینسکور
اشتباه تایپی : هدسثزعقث
عکس insecure : در گوگل

آیا معنی insecure مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )