برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

hugely


زیاد، خیلی زیاد

واژه hugely در جمله های نمونه

1. we enjoyed ourselves hugely
به ما بسیار بسیار خوش گذشت.

2. The daring of his exploits had been hugely magnified by constant telling.
[ترجمه ترگمان]با گفتن این وصف، شجاعت of به اوج رسیده بود و مدام تعریف و تمجید می‌کرد
[ترجمه گوگل]جادوگر از سوء استفاده هایش با بیان مداوم زیاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Many, perhaps all, Internet stocks are hugely overvalued.
[ترجمه ترگمان]بسیاری، شاید همه، سهام اینترنتی بسیار پیچیده هستند
[ترجمه گوگل]بسیاری از سهامداران اینترنت، شاید همه، بیش از حد ارزش زیادی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. After the feast the prince belched hugely.
[ترجمه ترگمان]بعد از ضیافت، شاهزاده آروغ بلندی زد
[ترجمه گوگل]پس از این جشن، شاهزاده به شدت به دام افتاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The others seemed to find my discomfort hugely entertaining.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید بقیه ناراحتی مرا خیلی دوست دارند
[ترج ...

معنی کلمه hugely به انگلیسی

hugely
• largely, greatly, massively

hugely را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
بسیار، به وفور
پژمان زارعی همت
شدیدا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی hugely

کلمه : hugely
املای فارسی : هوگلی
اشتباه تایپی : اعلثمغ
عکس hugely : در گوگل

آیا معنی hugely مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )