برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1654 100 1
شبکه مترجمین ایران

hob

/ˈhɑːb/ /hɒb/

معنی: حقه، شوخی فریب امیز، سنبه قالب، گل میخ زدن، باسنبه یا میله بریدن، با دندانه ماشین و غیره بریدن
معانی دیگر: تاقچه ی درون شومینه یا بخاری دیواری (که کتری یا دیگ را برای گرم ماندن در آن می گذارند)، (مکانیک) ابزاری برای دندانه دار کردن چرخ دنده و غیره، رجوع شود به: hobnail، دهاتی، روستایی ساده لوح، (انگلیس - محلی) جن، پری، می  سرپهن زدن، گل می  زدن

بررسی کلمه hob

اسم ( noun )
(1) تعریف: a shelf or protrusion on the interior of a fireplace, used for warming food.

(2) تعریف: a machine tool used for cutting the teeth of gear wheels, sprockets, and the like.
اسم ( noun )
عبارات: play hob with, raise hob with
• : تعریف: a mischievous elf; hobgoblin.

واژه hob در جمله های نمونه

1. hob cutter
(مکانیک) فرز مارپیچی

2. play (or raise) hob with
اذیت کردن،گرفتاری درست کردن،بهم زدن

3. It is at this stage of the hob that the one-man band plays the best music.
[ترجمه ترگمان]در این مرحله از این رویداد است که گروه یک نفره بهترین موسیقی را بازی می‌کند
[ترجمه گوگل]در این مرحله از هاب است که گروهی از یک مرد بهترین موسیقی را به نمایش می گذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He thought of Hob dying in his hovel, his wife frightened of the future.
[ترجمه ترگمان]به غیر از Hob که در hovel در حال مرگ بود، همسرش از آینده می‌ترسید
[ترجمه گوگل]او فکر می کرد که هاب در چنگالش گم می شود، همسرش از آینده می ترسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There was a copper kettle boiling on one hob and a china teapot on the other and the stove shone clean.
[ترجمه ترگمان]یک ک‌تری مسی روی یک بخاری و یک قوری چینی روی میز بود و بخاری هم روشن بود
[ترجمه گوگل]یک کتری مسی روی یک ظرف و یک قوری چینی روی دیگر وجود داشت و اجاق گاز تمیز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف hob

حقه (اسم)
intake , shift , trick , foul play , bob , hob , flam , knack , hocus , pompon , monkeyshine
شوخی فریب امیز (اسم)
hoax , hob , humbug
سنبه قالب (اسم)
hob
گل میخ زدن (فعل)
hob
باسنبه یا میله بریدن (فعل)
hob
با دندانه ماشین و غیره بریدن (فعل)
hob

معنی عبارات مرتبط با hob به فارسی

(مکانیک) فرز مارپیچی

معنی hob در دیکشنری تخصصی

[صنعت] تیغ فلز غلطکی

معنی کلمه hob به انگلیسی

hob
• metal shelf near a fireplace (for warming food); british term for a stovetop
• a hob is a surface on top of a cooker which can be heated and which usually contains gas rings or electric rings for putting saucepans on.

hob را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amir
چدن، میله گاز
محمد طاهری
اجاق,
stove
hob is a British term of stove top or cooktop
مرتضی
cooker, stove : اجاق
oven : فر
cooktop,stovetop,hob : صفحه ی اجاق ( که بهتر است همان اجاق ترجمه کنیم )

هر اجاقی دارای دو قسمت است ؛قسمت بالایی که به آن صفحه ی اجاق میگویند (hob )
و قسمت پایینی که به صورت یک محفظه است و فر نام دارد ( oven )که البته در اجاق های رده پایین تر این محفظه فقط نقش ذخیره مواد و سایر اشیا را دارد و کاربرد فر را ندارد .
اجاق هایی که محفظه پایین را ندارند ،اجاق صفحه ای میگویند و اجاق هایی که قسمت بالایی یعنی مشعل ها یا همان شعله ها را ندارندفقط فر میگویند.

گفتنی است که در بعضی از جملات ، این کلمات معنی تنور یا کوره را می دهند .
Mehdi
Hob
صفحه اجاق گاز
قسمت وسط اجاق گاز
(فر)
Oven
قسمت زیر فر
Cooker

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی hob

کلمه : hob
املای فارسی : حوب
اشتباه تایپی : اخذ
عکس hob : در گوگل

آیا معنی hob مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )