برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1410 100 1

gum

/ˈɡəm/ /ɡʌm/

معنی: صمغ، لثه دندان، انگم، قی چشم، درخت صمغ، چسب، چسباندن، گول زدن، وسیع کردن، با لثه جویدن، چسب زدن، صمغی شدن
معانی دیگر: رزین، سقز، انگژه، ژد، زفت، زنج، رجوع شود به: gum tree، (پشت تمبر پست و در پاکت) چسب، ماده ی چسبناک، (نادر) لاستیک خالص، (آمریکا - به صورت جمع) گالش، چربی و گل و لای (در ماشین آلات و لوله و دودکش)، روغن ماشین که کثیف و سفت و چسبناک شده، گام، چربی و لای گرفتن یا تولید کردن، لثه، (در مورد اشخاص بی دندان) با لثه جویدن

بررسی کلمه gum

اسم ( noun )
(1) تعریف: one of a variety of sticky substances exuded by certain plants; resin.

(2) تعریف: a preparation of such a sticky substance, or an artificial latex for use as a glue.
مشابه: cement

(3) تعریف: used as a short form of "chewing gum," a soft and sticky product used for prolonged chewing, usu. made of chicle that has been sweetened and flavored.

(4) تعریف: any of a variety of trees that yield gum, or the wood of such a tree.

(5) تعریف: any sticky mucilage or thickener, such as gum arabic.
مشابه: cement

(6) تعریف: an elastic substance formed when the latex of a rubber tree is polymerized in air; rubber.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: gums, gumming, gummed
(1) تعریف: to treat or stick together with or as if with gum.
مشابه: cement

(2) تعریف: to clog with or as if with a sticky substance (often fol. by up).
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: gumlike (adj.)
(1) تعریف: to produce or exude gum.

(2) تعریف: to become clogged or sticky with or as if with a gummy preparation. ...

واژه gum در جمله های نمونه

1. to gum up
(خودمانی) از کار افتادن (ماشین آلات)،خراب شدن،گرفتن (لوله)

2. to chew gum
سقز (آدامس) جویدن

3. a stick of chewing gum
یک قطعه آدامس

4. a wad of chewing gum
یک قلمبه آدامس

5. a small girl stood champing gum
دختر بچه‌ای ایستاده بود و تندتند سقز می‌جوید.

6. He was reading the newspaper, gum in mouth.
[ترجمه سمانه رستم پور] او روزنامه می خواند و آدامس در دهان می جویید
|
[ترجمه Z. NIKOOIE] او آدامس در دهان روزنامه می خواند
|
[ترجمه م] او در دهان آدامس می‌جویید و روزنامه می خواند|
...

مترادف gum

صمغ (اسم)
gum , resin , resinate
لثه دندان (اسم)
gum
انگم (اسم)
gum
قی چشم (اسم)
gum
درخت صمغ (اسم)
gum
چسب (اسم)
paste , glue , birdlime , lime , gum , mucilage , gluten
چسباندن (فعل)
attach , stick , bind , agglutinate , paste , glue , fasten , gum , cement , sew on
گول زدن (فعل)
renege , con , fool , cheat , gyp , hustle , dodge , rig , bamboozle , outwit , deceive , defraud , dupe , cajole , hoax , gouge , befool , beguile , entrap , gull , gum , hocus , rogue , gaff , swindle , thimblerig , chouse , jockey , finagle , fob , wheedle
وسیع کردن (فعل)
enlarge , broaden , gum
با لثه جویدن (فعل)
gum
چسب زدن (فعل)
gum
صمغی شدن (فعل)
gum , resinify

معنی عبارات مرتبط با gum به فارسی

رجوع شود به: ammoniac
صمغ عربی (که از اقاقیای افریقایی به ویژه: acacia senegal به دست می آید و در طب و آبنبات سازی کاربرد دارد)، ارژن، سمغ غربی
حسن لبه
سندروس بلوری
کتیرا
قندران
رجوع شود به: elemi
سندروس
زدو، ازدو
آمیزه ای از صمغ و رزین (که از برخی درختان ترشح می شود)، صمغ رزینی، صمغ و رزینی که در نتیجه تیغ زدن بگیاه از ان خارج وسفت میشود
سند روس
یکجورصمغ عربی که ازسنگال می اورند
(گیاه شناسی) درخت صمغ (هر نوع درختی که صمغ می دهد مثل اوکالیپتوس و غیره)، درخت انگم دار، درخت صمغ دار، یکجوردرخت اوکالیپتوس
(جنوب ایالات متحده) کنده ی توخالی درخت که زنبورها در آن لانه می سازند، کندو
...

معنی gum در دیکشنری تخصصی

gum
[شیمی] صمغ ، چسب ، رزین ، انگم ، سقز، انگژه ، ،انگ ، ژد، زفت ، زنج
[عمران و معماری] صمغ
[دندانپزشکی] لثه، نسج فیبروزه ای که استخوان آلوئول و طوق دندانها را پوشانده و در سطح توسط غشای مخاطی حمایت می گردد
[مهندسی گاز] صنع ، موادچسبنده ، چسب ، چسبزدن
[نساجی] صمغ - چسب
[ریاضیات] چسب زدن، چسب، کائوچو، لاستیک
[پلیمر] صمغ
[نساجی] صمغ اقاقیا - صمغ عربی
[صنایع غذایی] صمغ عربی : صمغی از درخت اقاقیا و از کربوهیدراتهای هتروپلی ساکارید پیچیده که به عنوان هیدروکلوئید به میزان کم در برخی مواد غذایی استفاده می شود
[نساجی] صمغ عربی
[خودرو] صمغ در بنزین
[نساجی] صمغ ابریشم
[صنایع غذایی] کتیرا : صمغی که از ریشه اصلی گون گرفته می شود. آهسته آب جذب می کند. در PH برابر 5 بیشترین ویسکوزیته را دارد.
[نساجی] غلظت دهنده کتیرا - صمغ کتیرا
[نساجی] کتیرا
[نساجی] صمغ آمونیاکی
[شیمی] صمغ عربی
[نساجی] صمغ عربی
[معدن] صمغ عربی (فلوتاسیون)
[پلیمر] صمغ عربی
[نساجی] صمغ اقاقیا
[نساجی] صمغ بنزوئیک - صمغ حسن لبه - صمغ بنزوان
...

معنی کلمه gum به انگلیسی

gum
• resin; rubber; chewing gum; sticky substance used as a glue; fleshy tissue which covers the bones of the jaw and the lower portions of the teeth
• cause to stick together using an adhesive; stop up, block up; chew using the gums
• gum is a kind of sweet which you chew but do not swallow.
• gum is also a type of glue that you use to stick paper together.
• if you gum one thing to another, you stick them together.
• your gums are the areas of firm, pink flesh inside your mouth, which your teeth grow out of.
gum problems
• problems with the tissue surrounding the teeth
gum tree
• type of tropical tree which produces gum
• you can refer to any tree that produces gum, for example a eucalyptus tree, as a gum tree.
• if you say that someone is up a gum tree, you mean that they are in a difficult situation which they are cannot get out of easily; an informal expression.
bubble gum
• kind of chewing gum that can be blown into large bubbles
• bubble gum is chewing gum that you can blow into the shape of a bubble.
chewed gum
• chewed chewing gum
chewing gum
• flavored substance which is chewed
• chewing gum is a kind of sweet which you chew for a long time but do not swallow.
chews gum
• chews on chewing gum
sugarless chewing gum
• chewing gum which does not include sugar as an ingredient
xanthan gum
• xanthan, water-soluble natural gum obtained from corn sugar and used as a stabilizer and thickening agent in food and cosmetics

gum را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حورا
آدامس
عسل
چیز شیرین و چسبنده که آنرا در دهان می جویم ( آدامس)
Sevil
Sweet and sticky substance that you chew in your mouth
n
آدامس میشه دیگه بابا چرا کشش میدین
Mahdis
لثه دهان یا آدامس ( کاربرد آدامس بهتره)
kamand
آدامس
Neymarjt
Sweet,sticky substance that you chew in your mouth
اهورا
ادامس
Miss.Raya
آدامس . آدامس که می دونین چیه دیگع . یا توضیح بدیم . به قول آقا یا خانم n چرا کشش می دین .البته راهنماییneymarjtو sevil ممنونیم
nima
آدامس
H..B
خانوما آقایون به زبان آمریکایی و انگلیسی میشه آدامس
شهاب
آدامس
ت
gum a skeleton?اسکلتی که قابل جمع شدن باشه روی پایه نصب نشده باشه فیکس فقط
mahdis
آدامس
H
Sweet ,sticky substance that you chew in youre mouth.

یعنی چیز چسبناک(ادامس)که در دهان خود میجویید.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gum
کلمه : gum
املای فارسی : گام
اشتباه تایپی : لعئ
عکس gum : در گوگل

آیا معنی gum مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )