برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

gourmet

/ˈɡʊrˌme/ /ˈɡʊəmeɪ/

معنی: خوراک شناس، شراب شناس، خبره خوراک
معانی دیگر: (کسی که از خوراک خوب لذت می برد و در شناخت آن مهارت دارد) خوراک شناس، خوش خوراک، نازکخوار، اهل عیش و نوش

بررسی کلمه gourmet

اسم ( noun )
• : تعریف: someone who appreciates and is knowledgeable about well-prepared food, fine wines, and the like.
مترادف: connoisseur, epicure, gastronome
مشابه: bon vivant

- As a gourmet, he chooses to eat at only the finest restaurants.
[ترجمه ترگمان] او به عنوان یک gourmet، تنها در بهترین رستوران‌ها غذا می‌خورد
[ترجمه گوگل] به عنوان یک غذای لذیذ، او تصمیم می گیرد که تنها در بهترین رستوران ها غذا بخورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: characteristic of or suited to the taste of someone who values food and drink of high quality.

- The store sells a variety of expensive gourmet foods.
[ترجمه ترگمان] این فروشگاه غذاهای مصرفی متنوعی را به فروش می‌رساند
[ترجمه گوگل] فروشگاه انواع مختلفی از غذاهای پرطرفدار را به فروش می رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه gourmet در جمله های نمونه

1. gourmet cook
آشپز غذاهای ویژه (برای اشخاص خوراک شناس و خوراک دوست)

2. gourmet restaurant
رستوران غذاهای عالی (مورد پسند خوراک‌شناسان)

3. the gourmet shop
دکه‌ی خوراک‌های لذیذ

4. uncle ahmadkhan was a gourmet
عمو احمد خان در خوراک خوش سلیقه بود.

5. Flavored coffee is sold at gourmet food stores and coffee shops.
[ترجمه ترگمان]قهوه flavored هم در فروشگاه‌های مواد غذایی و کافی‌شاپ به فروش می‌رسد
[ترجمه گوگل]قهوه با طعم در فروشگاه های غذای لذیذ و کافی شاپ فروخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A gourmet like him always eats in expensive restaurants.
[ترجمه ترگمان]یک gourmet مثل او همیشه در رستوران‌های گران‌قیمت غذا می‌خورد
[ترجمه گوگل]لذیذ مانند او همیشه در رستوران های گرانقیمت می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The cafe serves an assortment of gourmet treats.
[ترجمه ترگمان]این کافه، یک مجموعه از treats را سرو می‌کند
[ترجمه گوگل]کافی نت یک دسته از غذاهای لذی ...

مترادف gourmet

خوراک شناس (اسم)
gastronome , gourmet
شراب شناس (اسم)
gourmet
خبره خوراک (اسم)
gourmet

معنی عبارات مرتبط با gourmet به فارسی

آشپز غذاهای ویژه (برای اشخاص خوراک شناس و خوراک دوست)
رستوران غذاهای عالی (مورد پسند خوراک شناسان)

معنی کلمه gourmet به انگلیسی

gourmet
• connoisseur of fine food and drink, epicure
• of or characteristic of a gourmet, of or characteristic of a connoisseur of fine food and drink
• a gourmet is a person who enjoys good food and who knows a lot about cooking and wine.
• you use gourmet to describe food which is intended to be enjoyed by gourmets.
gourmet cooking
• fine cooking, art of preparing food

gourmet را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

shahab
عالی ، خوشمزه
عاطفه
Gourmet meal = غذای خوشمزه با کیفیت بالا
شهیار
غذا یا نوشیدنی با کیفیت بالا
بهروز مددی
اسم: خوراک شناس، فردی که خبره خوراک است
She is a gourmet cook

صفت: خوشمزه، عالی، ناب، با کیفیت
gourmet coffee
a gourmet meal
a gourmet restaurant
a gourmet chef
Feri.sh
Syn : foodie
Dark Light
noun
🔴a connoisseur of good food; a person with a discerning palate

Similar :
gastronome / epicure / epicurean / connoisseur / bon vivant / bon viveur / foodie

🔴of a kind or standard suitable for a gourmet.
modifier noun: gourmet
🔵"a gourmet meal"

گُر مِی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی gourmet

کلمه : gourmet
املای فارسی : گورمت
اشتباه تایپی : لخعقئثف
عکس gourmet : در گوگل

آیا معنی gourmet مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )