برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1527 100 1
شبکه مترجمین ایران

go downhill


بد شدن، منحط شدن، زوال یافتن

واژه go downhill در جمله های نمونه

1. After his wife died, his health started to go downhill.
[ترجمه A.C.E] بعد از اینکه زنش مرد وضع سلامتی او بدتر و بدتر شد.
|
[ترجمه ترگمان]پس از مرگ همسرش، سلامتی او شروع به رفتن به سرازیری کرد
[ترجمه گوگل]پس از مرگ همسرش، سلامت او شروع به افتادن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. When things started to go downhill, Kyle began looking for another job.
[ترجمه A.C.E] وقتی اوضاع شروع کرد به بدترشدن، کایل شروع کرد به پیدا کردن یک کار جدید.
|
[ترجمه ترگمان]وقتی همه چیز شروع به سرازیری کرد، (کایل)شروع به جستجوی کار دیگری کرد
[ترجمه گوگل]زمانی که همه چیز شروع به رفتن کرد، کایل شروع به دنبال کار دیگری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه go downhill به انگلیسی

go downhill
• decrease in quality, deteriorate

go downhill را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سحر عزیزی
رو به زوال رفتن ، در سرازیری افتادن
parisa
سرازیری رفتن ، پسرفت کردن
نوشین
رو به بدتر شدن، رو به خرابی و ویرانی رفتن.
بعد از اون همه چیز
رو به بدتر شدن رفت
سعید ترابی
بدتر شدن، در سرازیری افتادن
A.C.E
قبلا خوب بوده ولی دیگه نیست، افت کردن
محراب
رو به افت،رو به پسرفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی go downhill

کلمه : go downhill
املای فارسی : گو دونهیلل
اشتباه تایپی : لخ یخصداهمم
عکس go downhill : در گوگل

آیا معنی go downhill مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )