برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1535 100 1
شبکه مترجمین ایران

gabble

/ˈɡæbl̩/ /ˈɡæbl̩/

معنی: وراجی، گپ، سخن ناشمرده، صدای غاز، وراجی کردن، ناشمرده حرف زدن، غات غات کردن
معانی دیگر: تند و نامفهوم حرف زدن، ور زدن، جویده جویده حرف زدن، بلغور کردن، (مثل غاز) قات قات کردن، غات غات کردن مثل غاز

بررسی کلمه gabble

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: gabbles, gabbling, gabbled
(1) تعریف: to speak rapidly and unclearly; jabber; babble.
مترادف: babble, jabber
مشابه: blather, gibber, prattle, splutter, sputter

(2) تعریف: to make a rapid cackling or quacking noise, as geese or ducks do.
مترادف: cackle, quack
مشابه: cluck
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to say in a rapid, unclear babble.
مترادف: babble, jabber, splutter, sputter
مشابه: blather, stammer

- He gabbled his excuses and stumbled out of the room.
[ترجمه ترگمان] او بهانه آورد و از اتاق بیرون رفت
[ترجمه گوگل] او گناهان خود را گول زد و از اتاق خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: gabbler (n.)
(1) تعریف: rapid, unclear talk.
مترادف: jabber
مشابه: babble, blather, gibber, gibberish, prattle, sputter

(2) تعریف: jabbering or cackling sounds.
مترادف: cackle, quack
مشابه: cluck

واژه gabble در جمله های نمونه

1. The little boy gabble his prayers and jump into bed.
[ترجمه ترگمان]پسرک سرش را بلند کرد و به رختخواب پرید
[ترجمه گوگل]پسر کوچولو نماز خود را می شکافد و به تخت می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Take your time and don't gabble!
[ترجمه ترگمان]عجله نکن، نکن!
[ترجمه گوگل]وقت خود را بیرون بکشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He speaks at such a gabble!
[ترجمه ترگمان]اون داره با این ور و ور اون ور می ره
[ترجمه گوگل]او در چنین قاعده صحبت می کند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Gina tends to gabble away when she's excited.
[ترجمه ترگمان]جی نا دوست داره وقتی هیجان‌زده می‌شه پرسه بز نه
[ترجمه گوگل]گینا هنگامی که او هیجان زده است، تمایل دارد که گنگ شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She was nervous and started to gab ...

مترادف gabble

وراجی (اسم)
palaver , chattiness , claver , gabble , prate , cackle , jaw
گپ (اسم)
jabber , chat , gabble , carboy , chit-chat
سخن ناشمرده (اسم)
gabble
صدای غاز (اسم)
gabble
وراجی کردن (فعل)
jabber , chaffer , blab , verbalize , yak , claver , gabble , rattle , prate , yaup , yawp
ناشمرده حرف زدن (فعل)
gabble
غات غات کردن (فعل)
gabble

معنی کلمه gabble به انگلیسی

gabble
• fast noisy talk which is difficult to understand; noises with no meaning (often pertaining to animal sounds)
• speak fast, speak inarticulately; make unintelligible sounds
• if you gabble, you talk so quickly that it is difficult for people to understand you; an informal word. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. there was a gabble of conversation in the pub.

gabble را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی gabble

کلمه : gabble
املای فارسی : گببل
اشتباه تایپی : لشذذمث
عکس gabble : در گوگل

آیا معنی gabble مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )