برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1680 100 1
شبکه مترجمین ایران

follow suit


1- پیروی کردن، تاسی کردن، دنباله روی کردن 2- (بازی ورق) همان خال را بازی کردن

واژه follow suit در جمله های نمونه

1. Efforts to persuade the remainder to follow suit have continued.
[ترجمه ترگمان]تلاش‌ها برای متقاعد کردن بقیه برای پیروی از دادخواست همچنان ادامه دارد
[ترجمه گوگل]تلاش برای متقاعد کردن بقیه به پیروی از این پرونده ادامه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He argued that Salomon Brothers should follow suit.
[ترجمه ترگمان]او استدلال می‌کرد که سالومون برادرز باید از او پیروی کنند
[ترجمه گوگل]او استدلال کرد که برادران سالومون باید به دنبال آن باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The upper house is expected to follow suit in a vote scheduled for later today.
[ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود که مجلس سنا در یک رای‌گیری که قرار است امروز برگزار شود، هماهنگ باشد
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که این خانه فوق العاده در رأیگیری قرار گرفته است که بعدا امروز به آن پیوسته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Flattery indeed. Other manufacturers should follow suit!
[ترجمه ترگمان]بله، واقعا تولید کنندگان دیگر باید از آن پیروی کنند!
[ترجمه گوگ ...

معنی کلمه follow suit به انگلیسی

follow suit
• follow the example of another

follow suit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید صفاری مقدم
به تقلید ازدیگران کاری را کردن
عین کاری/ چیزی را انجام دادن
به مثابه کاری/چیزی عمل کردن
محدثه فرومدی
تقلید کردن، دنباله‌روی کردن، دنباله‌رُویِ کسی شدن
A.C.E
همون کاری رو انجام میدی که بقیه انجام داده اند
Sj
پیروی یا پیروی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی follow suit

کلمه : follow suit
املای فارسی : فالو سوئیت
اشتباه تایپی : بخممخص سعهف
عکس follow suit : در گوگل

آیا معنی follow suit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )