برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1571 100 1
شبکه مترجمین ایران

feint

/ˈfeɪnt/ /feɪnt/

معنی: تظاهر، وانمود، ظاهری، نمایش دروغی، حمله خدعه امیز، وانمود کردن
معانی دیگر: (در مشت زنی یا عملیات جنگی ـ برای گمراه سازی حریف تظاهر به حمله کردن) تک نمایی، حمله ی دروغی، حمله ی وانمودین، وانمودگری، فریبکاری، (ارتش و مشت زنی و شمشیر بازی و غیره) حمله ی دروغین کردن، تک نمایی کردن، حمله ی وانمودین کردن، وانمودگری کردن، فریبکاری کردن، خدعه

بررسی کلمه feint

اسم ( noun )
(1) تعریف: a movement or thrust in a misleading direction, or a slight attack at a misleading point, to draw one's opponent away from the real target, as in sports or military combat.
مشابه: diversion, dodge, fake, shift

(2) تعریف: a pretense or false appearance of doing something, intended to mislead or divert attention.

- She made a feint of looking at her watch to avoid appearing interested in the unfolding scene.
[ترجمه ترگمان] او وانمود کرد که به ساعتش نگاه می‌کند تا به این صحنه آشکار نشود
[ترجمه گوگل] او به دنبال تماشای او بود، برای جلوگیری از ظهور علاقه مند به صحنه در حال ظهور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: feints, feinting, feinted
• : تعریف: to move or attack so as to mislead an opponent away from the real objective.
مشابه: fake
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to fool or influence by feinting.

- I feinted my opponent out of position.
[ترجمه ترگمان] من حریف رو از موقعیت بیرون آوردم
[ترجمه گوگل] من حریفم را از موقعیت خارج کردم
[ترجمه شما] ...

واژه feint در جمله های نمونه

1. the movement of enemy tanks was no more than a feint
جنبش تانک‌های دشمن چیزی جز وانمود نبود.

2. The contest becomes mainly one of feint and counterfeint.
[ترجمه ترگمان]این رقابت اساسا یکی از feint و counterfeint است
[ترجمه گوگل]این مسابقه به طور عمده یکی از فانتزی و تقلبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Make a feint in the east but hit in the west.
[ترجمه ترگمان]یه حمله به سمت شرق پیدا کن اما به غرب ضربه بزن
[ترجمه گوگل]در شرق خردسال را بپوش، اما در غرب غرق می شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He produced a brilliant feint, passed two defenders, and smashed the ball into the net.
[ترجمه ترگمان]او با زیرکی فوق‌العاده‌ای از دو مدافع عبور کرد و توپ را به تور انداخت
[ترجمه گوگل]او یک گل عالی داشت، دو مدافع را گذراند و توپ را به شبکه خرد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. One might well conclude the dismissal was a feint, a hollow gesture to allay perceived public outrage.
[تر ...

مترادف feint

تظاهر (اسم)
display , feint , affectation , demonstration , pretense , pretension , ostentation , simulation , fakery , make-believe , semblance , preciosity , prudery , effusion , eyewash , grimace
وانمود (اسم)
feint , affectation , pretension , simulation , fakery , make-believe
ظاهری (اسم)
feint , pretense , ostensibility , pretence
نمایش دروغی (اسم)
feint
حمله خدعه امیز (اسم)
feint
وانمود کردن (فعل)
represent , assume , sham , look , affect , feign , pretend , fake , seem , feint , simulate , put on , dissemble , lead on , personate

معنی feint در دیکشنری تخصصی

feint
[فوتبال] تظاهر کردن

معنی کلمه feint به انگلیسی

feint
• deception; diversionary tactic; pretense
• deceive; perform a diversionary tactic; pretend
• in a fight or battle, a feint is a misleading action or movement which is intended to deceive your opponent. count noun here but can also be used as a verb. e.g. green feinted with his right.

feint را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد امیری
auto feint = تظاهر خودکار که در بازیِ pes کاربرد داره
Sana
حمله‌ی الکی، نمایش، فیلم بازی کردن
Farhood
E.g. Callas feinted to pass the ball and then shot it into the net

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی feint

کلمه : feint
املای فارسی : فینت
اشتباه تایپی : بثهدف
عکس feint : در گوگل

آیا معنی feint مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )