برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1423 100 1

explanatory


معنی: توضیحی، روشنگر، بیانگر، شرحی
معانی دیگر: بیانی، توجیهی

بررسی کلمه explanatory

صفت ( adjective )
• : تعریف: serving to clarify or explain.
متضاد: obfuscatory

- The book has explanatory notes at the bottom of many of the pages.
[ترجمه ترگمان] این کتاب یادداشت‌های توضیحی در پایین بسیاری از صفحات دارد
[ترجمه گوگل] این کتاب یادداشت های توضیحی در پایین بسیاری از صفحات است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه explanatory در جمله های نمونه

1. his explanatory comments on the text of shakespeare
تفسیرهای روشنگرانه‌ی او درباره‌ی متن شکسپیر

2. There are some explanatory notes at the end of the chapter.
[ترجمه ترگمان]در پایان این بخش برخی از نکات توضیحی وجود دارد
[ترجمه گوگل]در انتهای فصل برخی از یادداشت های توضیحی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. With respect to your enquiry, I enclose an explanatory leaflet.
[ترجمه ترگمان]با توجه به پرس و جو من یک بروشور توضیحی به او دادم
[ترجمه گوگل]با توجه به درخواست شما، من یک جزوه توضیحی را ضمیمه میکنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. See explanatory notes at the foot of this page.
[ترجمه ترگمان]برای دیدن یادداشت‌های توضیحی در پای این صفحه مراجعه کنید
[ترجمه گوگل]یادداشت های توضیحی در پای این صفحه را ببینید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There are explanatory notes at the end of each chapter.
[ترجمه ترگمان]در پایان هر بخش یادداشت‌ه ...

مترادف explanatory

توضیحی (صفت)
expositive , expository , explanatory
روشنگر (صفت)
illustrative , explanatory
بیانگر (صفت)
explanatory
شرحی (صفت)
explanatory , interpretive , interpretative

معنی عبارات مرتبط با explanatory به فارسی

بدیهی، آشکار، مبرهن، بی نیاز به توضیح، واضح فی نفسه، بی نیاز از توصیف

معنی کلمه explanatory به انگلیسی

explanatory
• explicative, elucidative, illustrative, descriptive
• something that is explanatory explains something by giving details about it.
explanatory note
• note which gives an explanation
self explanatory
• something that is self-explanatory is clear and easy to understand without needing any extra information or explanation.

explanatory را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف صابری
تبیین گرانه
شمس الدین
گاهی مترادف با prefatory است به معنای مقدماتی، اولیه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی explanatory
کلمه : explanatory
املای فارسی : اخپلنتری
اشتباه تایپی : ثطحمشدشفخقغ
عکس explanatory : در گوگل

آیا معنی explanatory مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )