برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1630 100 1
شبکه مترجمین ایران

every now and again

واژه every now and again در جمله های نمونه

1. Every now and again/then they'll have a beer together.
[ترجمه ترگمان]گاه و بیگاه یک آبجو با هم خواهند داشت
[ترجمه گوگل]هر بار یک بار / سپس یک آبجو را به هم می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We see each other every now and again.
[ترجمه ترگمان]هر چند گاهی همدیگر را می‌بینیم
[ترجمه گوگل]ما هم اکنون و هر زمان دیگر یکدیگر را می بینیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Every now and again she checked to see if he was still asleep.
[ترجمه ترگمان]گاه و بیگاه نگاه می‌کرد تا ببیند آیا هنوز خوابیده‌است یا نه
[ترجمه گوگل]هر بار که او دوباره چک کرد تا ببیند آیا هنوز هم در خواب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Every now and again she went upstairs to see if he was still asleep.
[ترجمه ترگمان]گاه و بیگاه به طبقه بالا می‌رفت تا ببیند آیا هنوز خوابیده‌است یا نه
[ترجمه گوگل]هر بار که او دوباره به طبقه بالا رفت تا ببیند آیا هنوز هم در خواب است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه every now and again به انگلیسی

every now and again
• now and then, sometimes, from time to time, occasionally

every now and again را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
بعصی اوقات، گاهاً
آرش اکبری
هر چند وقت یکبار
مجید بندپی
هر از گاهی
مائده الهی
هر از گاهی
سارافرجپور
هراز گاهی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی every now and again مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )