برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

entertain

/ˌentərˈteɪn/ /ˌentəˈteɪn/

معنی: قبول کردن، سرگرم کردن، مشغول کردن، تفریح دادن، گرامی داشتن، پذیرایی کردن، مهمانیکردن از
معانی دیگر: موجب تفریح و تفرج شدن، خرم دل کردن، خرسند کردن، پذیرایی کردن (از)، میزبانی کردن، مهمان داری کردن، مهمانی کردن، (انگلیس - با: to) دعوت کردن، در سرداشتن (فکر و تصمیم و غیره)، در سر پروراندن، خیال داشتن، (قدیمی) ادامه دادن، حفظ کردن، داشتن (مکاتبه و غیره)، عزیزداشتن

بررسی کلمه entertain

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: entertains, entertaining, entertained
(1) تعریف: to occupy pleasantly; amuse.
مترادف: amuse, divert
متضاد: bore
مشابه: beguile, delight, disport, please, regale, tickle

- They hired a clown to entertain the children at the party.
[ترجمه ترگمان] اونا یه دلقک رو استخدام کردن که بچه‌ها رو توی مهمونی سرگرم کنه
[ترجمه گوگل] آنها یک دلقک برای سرگرمی کودکان در مهمانی استخدام کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The show is not very intellectually challenging, but it entertains people.
[ترجمه ترگمان] این نمایش به لحاظ فکری چالش برانگیز نیست، اما مردم را سرگرم می‌کند
[ترجمه گوگل] نمایش بسیار فکری به چالش نیست، اما مردم را سرگرم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to give hospitality to.
مشابه: banquet, fete, host, treat, wine and dine

- We entertained guests last night, and I made my chicken curry.
[ترجمه Dorsa] ما دیشب مهمان ها را سرگرم کردیم و من خوراک مرغم را درست کردم.
...

واژه entertain در جمله های نمونه

1. do not ever entertain such a thought!
هرگز چنین فکری را در سر نپروران‌!

2. an artist should not only entertain but also elevate his audience
هنرمند باید تماشاگران‌را نه تنها سرگرم کند بلکه (افکار آنان را نیز) تهذیب کند.

3. radio should enlighten the listener as well as entertain him
رادیو باید علاوه بر سرگرم کردن شنونده وی را ارشاد هم بکند.

4. the press has three duties: to inform, to influence, and to entertain
رسانه‌ها سه وظیفه‌دارند: مطلع کردن،تحت تاثیر قرار دادن و سرگرم کردن

5. A teacher should entertain as well as teach.
[ترجمه ترگمان]یک معلم باید همان طور که تدریس می‌کند، سرگرم‌کننده باشد
[ترجمه گوگل]معلم باید سرگرم و همچنین آموزش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Should the function of children's television be to entertain or to enlighten?
[ترجمه ترگمان]آیا باید وظیفه تلویزیون کودکان را سرگرم کرده یا آن را روشن کند؟
[ترجمه گوگل]آیا عملکرد تلویزیون کودکان باید سرگرم کننده یا روشن باشد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They entertain on a large ...

مترادف entertain

قبول کردن (فعل)
pass , adopt , accept , matriculate , accord , entertain
سرگرم کردن (فعل)
amuse , entertain , inveigle , occupy , make tipsy , please
مشغول کردن (فعل)
amuse , entertain , occupy , engage , busy , employ
تفریح دادن (فعل)
amuse , entertain , recreate
گرامی داشتن (فعل)
entertain , value , cherish , treasure
پذیرایی کردن (فعل)
entertain , lodge , welcome
مهمانیکردن از (فعل)
entertain

معنی کلمه entertain به انگلیسی

entertain
• interest, amuse; host; hold or maintain in the mind (i.e. a feeling)
• if you entertain people, you do something that amuses or interests them.
• to entertain people also means to give them food and hospitality, for example at your house.
• if you entertain an idea or suggestion, you consider it; a formal use.
• see also entertaining.
entertain a great deal
• host guests often
entertain a hope
• continue hoping, cherish a dream
entertain an idea
• be of the opinion, contemplate the possibility, consider a notion
love to entertain
• be fond of performing for others

entertain را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

민 사
정 말 좋아 요
مرجان میری لواسانی
راضی کردن
دل مشغولی ایجاد کردن
qzl
سرگرمی :)
فیض
مدنظر قرار دادن
sara
خنداننده
الهام
مطرح شدن
رضا زنگی‌آبادی
تامل کردن در باره‌ی
سبک و سنگین کردن
پروراندن
پر و بال دادن به
ترتیب اثر دادن به (پیشنهاد)
Matin
سرگرم کردن
Negar
Make somebody happy or have fun
Sarah
در برگرفتن، شامل بودن
Yousef
نمایش
Cent
Interest and amused somebody
ملیکا قاسمی
سرگرم کردن
amuse people
علی محمودی سرچقائی
ترتیب اثر دادن، مثلا شکایت
ak
از کسی پذیرایی کردن.
bahar pakniyat
خرسند کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی entertain

کلمه : entertain
املای فارسی : انترتین
اشتباه تایپی : ثدفثقفشهد
عکس entertain : در گوگل

آیا معنی entertain مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )