برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

Encoding

/ɪnˈkoʊdɪŋ/ /ɪnˈkəʊdɪŋ/

معنی: رمز گذاری

واژه Encoding در جمله های نمونه

1. Therefore, the genes encoding these proteins were chosen for insertion into the triple gene transfer vector.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، ژن‌های کدگذاری شده این پروتئین‌ها برای وارد کردن به بردار انتقال ژن سه‌گانه انتخاب شدند
[ترجمه گوگل]بنابراین، ژن هایی که این پروتئین ها را رمزگذاری می کنند برای قرار دادن در بردار انتقال ژن سه گانه انتخاب شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Place deixis concerns the encoding of spatial locations relative to the location of the participants in the speech event.
[ترجمه ترگمان]مکان یاب مربوط به رمزگذاری مکان فضایی نسبت به مکان شرکت‌کنندگان در رویداد سخنرانی است
[ترجمه گوگل]محل deixis مربوط به رمزگذاری مکان های مکانی نسبت به محل شرکت کنندگان در رویداد گفتار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The role of genes encoding other alcohol metabolising enzymes in a genetic predisposition to alcoholic liver damage has yet to be explored.
[ترجمه ترگمان]نقش ژن‌های encoding دیگر آنزیم‌های metabolising الکلی در زمینه ژنتیکی برای آسیب کبد الکلی، هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است
[ترجمه گوگل]نقش ژن هایی که دیگر آنزیم های متابولیسم الکل را کدگذاری می کنند در یک بیماری ژنتیکی به آسیب کبدی الکلی هنوز مورد بررسی قرار نگرفته است
[ترجمه شما] ترج ...

مترادف Encoding

رمز گذاری (اسم)
coding , encoding

معنی Encoding در دیکشنری تخصصی

encoding
[برق و الکترونیک] رمز گذاری ، کد گذاری
[ریاضیات] رمز گذاری، کدگذاری
[روانپزشکی] رمز گردانی. در نظریه اطلاعات، ارائه داده ها برای انتقال یا ذخیره سازی. در فن محاسبه، مرحله نهایی در تهیه مساله ای برای کامپیوتر.
[آمار] رمزی سازی
[آب و خاک] رمزگذاری، کد گذاری
[برق و الکترونیک] تبدیل کد تفاضلی
[کامپیوتر] کدگذاری تلفیق فرکانس
[برق و الکترونیک] کدگذاری پیشگو
[برق و الکترونیک] رمز گذاری قابل چاپ
[کامپیوتر] روشی برای ذخیره ی داده ها در فضایی کمتر از حد معمول . این روش از طریق استفاده از کدهای خاصی انجام می شود . این کدها بابت های تگرار شده ای را مشخص می کنند . نگاه کنید به data compression .
[برق و الکترونیک] رمز گذاری طول اجرا
[برق و الکترونیک] رمز گذاری منبع
[کامپیوتر] زرمزگذاری کاراکتر با طول متغیر

معنی کلمه Encoding به انگلیسی

encoding
• ciphering, coding; conversion to a code which suits a device or program (computers)

Encoding را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد حاتمی نژاد
رمزگردانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی encoding

کلمه : encoding
املای فارسی : انکدینگ
اشتباه تایپی : ثدزخیهدل
عکس encoding : در گوگل

آیا معنی Encoding مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )