do up

/dəˈəp//dəʌp/

معنی: انجام دادن، شروع بکار کردن، اماده استفاده کردن، لخت شدن، مرمت کردن
معانی دیگر: (عامیانه) 1- آماده کردن 2- بستن، (بسته را) پیچیدن، سفت کردن 3- گیسو را در بالای سر دسته کردن

جمله های نمونه

1. Do you know how to fasten/do up your seat belt?
[ترجمه گوگل]آیا می دانید چگونه کمربند ایمنی خود را ببندید یا ببندید؟
[ترجمه ترگمان]شما می دانید که چگونه می توانید کمربند ایمنی خود را ببندید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Do up these papers and send them to Head Office.
[ترجمه گوگل]این اوراق را انجام دهید و به دفتر مرکزی ارسال کنید
[ترجمه ترگمان]این کاغذها را بردارید و آن ها را به دفتر رئیس بفرستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We'll do up your car in no time at all.
[ترجمه گوگل]ما ماشین شما را در کوتاه ترین زمان انجام می دهیم
[ترجمه ترگمان]با ماشین شما کار می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Can you help me to do up my dress?
[ترجمه صاد] میتونی کمکم کنی لباسم را زیپ کنی؟
|
[ترجمه گوگل]آیا می توانید به من کمک کنید تا لباسم را بپوشم؟
[ترجمه ترگمان]میتونی کم کم کنی لباسم رو در بیارم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Would you do up these buttons for me? I seem to be all thumbs today.
[ترجمه گوگل]آیا این دکمه ها را برای من انجام می دهید؟ به نظر می رسد امروز همه شست هستم
[ترجمه ترگمان]این دکمه رو برای من درست می کنی؟ امروز به نظر میاد امروز با انگشت شست دست و پنجه نرم می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She asked me to do up her dress for her at the back.
[ترجمه صادق] او از من خواست که لباسش را از پشت برایش زیپ کنم
|
[ترجمه بهزاد] او ا من خواست که لباسش را برایش از پشت ببندم
|
[ترجمه گوگل]او از من خواست که لباسش را در پشت برایش بپوشم
[ترجمه ترگمان]ازم خواست که براش یه لباس درست کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Why won't this zip do up?
[ترجمه گوگل]چرا این زیپ انجام نمی شود؟
[ترجمه ترگمان]چرا این زیپ این کار رو نمی کنه؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Do up your coat or you'll get cold.
[ترجمه بهاره] کتت رو بپوش وگرنه سرما میخوری
|
[ترجمه Mh] کتت رو ببند ( زیپشو ) چگرنه سرما می خوری
|
[ترجمه گوگل]کتت را بپوش وگرنه سردت می شود
[ترجمه ترگمان]کتت را در بیار وگرنه سرما می خوری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We shall have to do up the house next spring.
[ترجمه فاطمه] ما باید بهار سال اینده خانه را مرمت کنیم
|
[ترجمه گوگل]بهار آینده باید خانه را درست کنیم
[ترجمه ترگمان]بهار آینده باید این کار را بکنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Hurry and do up/lace up your shoes.
[ترجمه گوگل]عجله کنید و کفش های خود را بپوشید/بند بزنید
[ترجمه ترگمان]عجله کن و کفش هاتو بپوش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Could you do up my dress?
[ترجمه گوگل]می تونی لباس منو بپوشی؟
[ترجمه ترگمان]میتونی لباس منو بپوشی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Come on then[sentence dictionary], do up your coat and let's go.
[ترجمه گوگل]پس بیا [فرهنگ جملات]، کتت را بپوش و برویم
[ترجمه ترگمان]سپس به فرهنگ لغت مراجعه کنید، coat را بالا ببرید و بیایید برویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Could you do up the back of this dress for me?
[ترجمه Mh] می تونی پشت این لباس رو واسم ببندی ( زیپش یا بند )
|
[ترجمه گوگل]آیا می توانید پشت این لباس را برای من بپوشید؟
[ترجمه ترگمان]میتونی پشت این لباس واسه من انجام بدی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She also gets him to do up her buttons on her dress.
[ترجمه گوگل]او همچنین او را وادار می کند تا دکمه های لباسش را بالا ببرد
[ترجمه ترگمان] اون هم می خواد دکمه های لباسش رو ببنده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Do up your buttons.
[ترجمه Zahra] دکمه هاتو ببند
|
[ترجمه گوگل]دکمه های خود را انجام دهید
[ترجمه ترگمان] دکمه هات رو بزن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

انجام دادن (فعل)
accomplish, complete, achieve, do, perform, carry out, fulfill, make, implement, administer, administrate, put on, pay, char, consummate, do up, effectuate

شروع بکار کردن (فعل)
debut, set out, do up

اماده استفاده کردن (فعل)
do up

لخت شدن (فعل)
do up, unclothe

مرمت کردن (فعل)
repair, mend, do up, furbish up

تخصصی

[زمین شناسی] اصطلاح مرسوم در انگلستان برای گودال یا حفره ای مدور صخره یا تپه .
[نساجی] بافت تور - میل میلک حلقه ای توربافی

انگلیسی به انگلیسی

• pretty up, make beautiful; wrap up nicely and in a decorative manner; button up, fasten (as buttons)

پیشنهاد کاربران

کاغذ پیچ کردن چیزی ( بسته بندی )
She always does her presents up beautifully in gold and silver paper
بسته به جمله هم do می یاد هم does. مثل جمله زیر
I walk the dog, while my wife does up the dishes
repair
بستن ( دکمه و زیپ لباس )
یکی از معنی هاش میشه:
تعمیر کردن
They should do up some of the old - fashioned residences.
Residence: محل اقامت
do up top button of your shirt
به معنی بستن هست. . دکمه ی بالایی ای شرت رو ببند
ترکوتدن، سنگ تموم گذاشتن
برای مثال
she did up for her baby's birthday last night.
اون دیشب برا تولد بچه اش سنگ تموم گذاشت
بازسازی کردن
به قول معروف دستی به سرو روی ساختمون، اتاق، خونه و… کشیدن ( بازسازی کردن و بهتر کردن )
can you do this zip up?!
Plz do your seatbelt up we are near the police!! ( fasten )
It is about time for us to do the ceiling up ( redecorate )
Hurry up do my clothes up!! ( strip )
تعمیر ، رنگ ، بهبود خانه ماشین . . .
They are doing the flat up
=
Redecorating
مترادف هست با : بستن - محکم کردن - بستن کمربند ایمنی ( fasten )
Longman dictionary==> In everyday British English, people usually say do up rather than fasten
آمادگی برای اقدام عملی
به معنی آمادگی برای اقدام عملی
phrasal verbاست که همراه چهار کلمه:
velcro , buttons; snaps; zipperبکار میرود!
velcroبمعنای :چسب کفش های چسبی
buttonبه معنای دکمه
snaps به معنای دکمه های فلزی که در هم چفت میشوند
zipperبه معنای :زیپ است!
که همراه امدن فریزال ورب do up با این کلمات به معنای انجام این امور است!
مثلا do up zipper ینی بستن زیپ!
_________________________
داخل پرانتز:fly به معنای اون قسمت از زیپه که باهاش زیپو بالا و پایین میکنند !
مثلا your fly is down ینی زیپت بازه😁👌
_________________________
امیدوارم مفید واقع بشه!
برقرار باشید و سبز دوستان🌷⚘👌
redecorating
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)

بپرس