برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

disorienting

disorienting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرناز
disorienting mirrors: آینه‌های مواج
MohHoVN
سردرگم‌کننده
الهام قدوسی
گیج‌ کننده
محمدرضا شریفی
Light pollution can even have a disorienting effect on migratory birds.
آلودگی نوری حتی می تواند اثر سردرگم کننده ای بر پرنده های مهاجر داشته باشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی disorienting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )