برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1457 100 1

device driver

واژه device driver در جمله های نمونه

1. More complex services - from device driver interfaces up will be handled by the operating system personality on top.
[ترجمه ترگمان]خدمات پیچیده بیشتری - از رابط درایور دستگاه با شخصیت سیستم‌عامل در بالا کنترل خواهد شد
[ترجمه گوگل]خدمات پیچیده تر - از طریق واسط های راننده دستگاه توسط شخصیت سیستم عامل در بالا مدیریت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Specific device drivers are required for each relational database.
[ترجمه ترگمان]برای هر پایگاه‌داده رابطه‌ای، رانندگان وسایل ویژه مورد نیاز هستند
[ترجمه گوگل]راننده های خاص دستگاه برای هر پایگاه داده ارتباطی مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It will provide updated device drivers for the next release of Windows For Workgroups.
[ترجمه ترگمان]این برنامه، محرک‌های دستگاه به روز شده برای انتشار بعدی ویندوز برای workgroups را فراهم می‌کند
[ترجمه گوگل]این درایور های دستگاه به روز رسانی برای نسخه بعدی ویندوز برای کار گروه ها ارائه خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The device driver will be installed with the default settings.
...

معنی device driver در دیکشنری تخصصی

device driver
[کامپیوتر] برنامه راه اندازی دستگاه ، محرک دستگاه .

معنی کلمه device driver به انگلیسی

device driver
• interface for a peripheral device, program which allows an operating system to communicate with a hardware device

device driver را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی device driver مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران