برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

deteriorating

واژه deteriorating در جمله های نمونه

1. aunt turan's health is fast deteriorating
سلامتی عمه توران به سرعت رو به وخامت است.

2. the relations between the two countries have been deteriorating for sometime
مدتی است که روابط بین دو کشور روبه خرابی می‌رود.

deteriorating را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

متین
وخامت، بدتر شدن
Fm
وخامت،تشدید
مرتضی بزرگیان
رو به زوال
آقاپارسا
به خطر افتاده
محدثه فرومدی
وخیم، روبه‌وخامت، روبه‌تباهی، روبه‌خرابی، درحال‌خرابی، روبه‌فرسودگی، در حال فرسودگی
علی نورالهی فر
رو به زوال و نابودی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی deteriorating مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )