برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1693 100 1
شبکه مترجمین ایران

DI


پیشوند:، دو، دوگانه، دوتایی، دو برابر، دو چندان [dicotyledon]، رجوع شود به: dis- (پیش از b یا d یا g یا l یا m یا n یا r یا v به کار می رود)

واژه DI در جمله های نمونه

1. Everyone who came into contact with Di felt better for knowing her.
[ترجمه ترگمان]همه کسانی که با Di تماس گرفته بودند بهتر می‌دانستند که او را بشناسد
[ترجمه گوگل]هر کسی که با دی تماس برقرار کرد، بهتر است که او را دانست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The child repeated the nonsense syllables 'boo di doo doo'.
[ترجمه ترگمان]این کلمات بی‌معنی و بی‌معنی را تکرار کرد
[ترجمه گوگل]کودک بارها و بارها هجا کلمات 'boo di doo doo' را تکرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They lost touch when Di got married and moved away.
[ترجمه ترگمان]وقتی دی دی ازدواج کرد و به راه افتاد، آن‌ها دست از دست دادند
[ترجمه گوگل]هنگامی که دی ازدواج کرد و منتقل شد، از دست رفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Di Pietro, 45[sentence dictionary], has been flirting with the idea of a political career.
[ترجمه ترگمان]دی Pietro ۴۵ ساله [ فرهنگ لغت \" ] با ایده یک شغل سیاسی در حال لاس زدن بوده‌است
[ترجمه گوگل]دی پیترو، 45 [واژه فرهنگ لغت]، با ایده یک حرفه سیاسی مورد سو ...

معنی عبارات مرتبط با DI به فارسی

مخفف: قطر

معنی DI در دیکشنری تخصصی

[خودرو] Direct Injection. تزریق مستقیم سوخت در موتورهای دیزل و بنزینی که بدین شکل احتراق بهتر میشود.یکی از مشکلات موتورهای دیزل صدایی است که در زمان احتراق ایجاد میشود و Audi با استفاده از این روش ترکیب هوا و سوخت بهتری تولید کرد و تا حدی این مشکل را برطرف ساخت.
[برق و الکترونیک] dielectric isolation-جداسازی دی الکتریکی جداسازی الکتریکی قطعات فعال در یک مدار مجتمع با استفاده از ماده ی عایق. در این حالت به جای استفاده از پیوندهای پی ان با بایاس معکوس ، قطعات فعال در « حوضچه ها» یی از دیوکسیدسیلسیم ( شیشه) ساخته می شوند.
[زمین شناسی] شاخص دوام مقاومت نسبی به سایش که توسط ذرات رسوبی در مسیر حمل و نقل نمایش داده می شود و توسط نسبت شاخص تقلیل استاندارد (مانند کوارتز) به شاخص یک سنگ یا کانی مشخص تحت شرایط یکسان بیان می شود. (ورنت ورث، 1931). مخفف: DI

معنی کلمه DI به انگلیسی

di
• female first name (form of diana); diana princess of wales (1961-1997, born lady diana spencer), member of the british royal family (1st first wife of prince charles, prince of wales) who performed much charitable work worldwide, died in a car accident in paris
• (italian) from, of (used in names to indicate origin)
• bi, double, twice; containing or comprised of two
princess di
• diana princess of wales (1961-1997, born lady diana spencer), member of the british royal family (1st first wife of prince charles, prince of wales) who performed much charitable work worldwide, died in a car accident in paris

DI را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی di

کلمه : di
املای فارسی : دی
اشتباه تایپی : یه
عکس di : در گوگل

آیا معنی DI مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )