برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1436 100 1

cool

/ˈkuːl/ /kuːl/

معنی: خون سردی، سرد، خنک، خونسرد، خنک ساختن، چاییدن، خنک کردن، سرد کردن، ارام کردن
معانی دیگر: خنک (سردی خوشایند)، تگرگی، چاییده، (جامه و پتو و غیره) سرد، آرام، خوددار، مهارشده، (خودمانی) بی تفاوت، بی اعتنا، ناهمگون، نادوستانه، (از نظر رفتار یا گفتار) سرد، غیرصمیمانه، مک، شیرین (بیشتر در مورد پول)، (امریکا - خودمانی) خیلی خوب، بسیار خوشایند، مامانی، خنک کردن یا شدن، سرد کردن یا شدن، (دوستی و عشق و غیره) فروکش کردن، بی ادب (و خونسرد)، گستاخ (و بی اعتنا)، آبی فام، سبز فام (رنگ های ((سرد)): انواع رنگ های سبز و آبی)

بررسی کلمه cool

صفت ( adjective )
حالات: cooler, coolest
(1) تعریف: moderately cold; not warm.
مترادف: chill, chilly
متضاد: warm
مشابه: cold, nippy

- You'll need to wear a light jacket on cool spring days.
[ترجمه shiva_sisi‌] شما باید در روز های سرد ژاکت بپوشید
|
[ترجمه مهدیه] شما باید در روز های سرد زمستانی یک ژاکت گرم بپوشید.
|
[ترجمه محمد مهدی] شما نیاز دارید به ژاکت سبک در روز های سرد بهاری
|
[ترجمه e] شما باید در روزهای خنک بهاری یک ژاکت سبک بپوشید|
...

واژه cool در جمله های نمونه

1. cool beer
آبجوی تگری

2. cool in emergencies
خونسرد در مواقع بحرانی

3. cool jazz
موسیقی جاز ملایم

4. cool as a cucumber
1- خونسرد،مسلط به خود،آرام و متین 2- خنک و راحت،دنج

5. cool down
خنک کردن یا شدن،به حرارت مطلوب رساندن یا رسیدن،آرام شدن

6. cool it!
خونسرد باش‌!،تندی نکن‌!،دست نگه‌دار!

7. cool off
1- سرد شدن (و به حرارت طبیعی یا معمولی خود رسیدن) 2- بی‌علاقه شدن،اشتیاق خود را از دست دادن،آرام شدن

8. cool one's heels
(عامیانه) برای مدت طولانی معطل کردن یا شدن

9. a cool breeze that mitigated the heat
نسیم خنکی که گرما را کمتر می کرد.

10. a cool breeze was blowing
نسیم خنکی می‌وزید.

11. a cool mountain stream
یک جوی آب خنک کوهستانی

12. a cool spring wells out of the rock
یک چشمه‌ی خنک از سنگ می‌جوشد.

13. a cool welcome
خوشامد سرد

14. the cool air of the mountains yielded to sweltering heat as they desended ...

مترادف cool

خون سردی (اسم)
equanimity , composure , possession , cool , calmness , coolness , sangfroid , self-possession , recollection , unflappability
سرد (صفت)
algid , cold , cool , chilled , chilly , standoff , fresh , standoffish , arctic , distant , nipping , wintry , raw
خنک (صفت)
algid , cold , cool , chilled , chilly , fresh , flat , insipid , vapid , breezy , frigid , icy
خونسرد (صفت)
imperturbable , cool , cool-headed , cold-blooded , composed , dispassionate , cold-livered , even-tempered , self-possessed
خنک ساختن (فعل)
cool , fresh , refresh , refrigerate , render flat , render frigid , render insipid
چاییدن (فعل)
cool , catch cold
خنک کردن (فعل)
cool , fresh , keel , chill , refresh , refrigerate , render flat , render frigid , render insipid
سرد کردن (فعل)
cool , chill , refrigerate , make cold
ارام کردن (فعل)
assuage , acquiesce , conciliate , calm , appease , soothe , quiet , gentle , still , cool , allay , alleviate , solace , silence , pacify , smooth , becalm , lull , mollify , placate , quieten

معنی عبارات مرتبط با cool به فارسی

1- خونسرد، مسلط به خود، آرام و متین 2- خنک و راحت، دنج، خوددار,خون سرد,متین
خنک کردن یا شدن، به حرارت مطلوب رساندن یا رسیدن، آرام شدن
خونسرد باش !، تندی نکن !، دست نگه دار!
1- سرد شدن (و به حرارت طبیعی یا معمولی خود رسیدن) 2- بی علاقه شدن، اشتیاق خود را از دست دادن، آرام شدن
(عامیانه) برای مدت طولانی معطل کردن یا شدن
بوسیله ء هوا سرد کردن
خونسردی خود را حفظ کردن، آرامش خود را از دست ندادن
خونسردی خود را از دست دادن، از جا در رفتن، برآشفتن
با خونسردی عمل کردن، دستپاچه یا آشفته نشدن، خونسردانه عمل کردن

معنی کلمه cool به انگلیسی

cool
• coldness; poise, composure
• chill, make slightly cold; be chilled, become slightly cold; calm, soothe
• slightly cold; indifferent, uncaring, aloof; composed, deliberate; great, terrific (slang)
• something that is cool has a low temperature but is not cold.
• cool clothing is made of thin material that is comfortable to wear in hot weather.
• when something cools or when you cool it, it becomes less hot.
• if you stay cool in a difficult situation, you remain calm.
• if someone is cool towards you, they are unfriendly. if they are cool towards an idea or suggestion, they are not enthusiastic about it.
• if you keep your cool, you control your temper and remain calm in difficult situations. if you lose your cool about something, you become angry and excited about it. used in informal english.
• if something cools down, it becomes cooler until it reaches the temperature you want.
• if someone cools down, they become less angry.
• if you cool off, you make yourself cooler after being too hot.
cool amount
• large amount (of something)
cool as a cucumber
• very composed, indifferent, apathetic
cool cat
• one who is sophisticated or hip (slang)
cool cheek
• shameless boldness, impudence
cool color
• color belonging to the blues purples and greens, color that gives the impression of coolness
cool down
• become sick with a cold; be relaxed, calm down
cool guy
• charismatic person, trendy person
cool head
• composure, self-restraint
cool headed
• composed, self-restrai ...

cool را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

okeea
بسیار خوب ،خوش آیند
حمید شمس الهی
جالب - آرامش بخش
ᴍᴏʀᴛᴇᴢᴀ
باحال
Mahdiye
خوب -جالب
موسوی
cool:به معنای.
خنک یا خنک کردن
afra
Cool:به معنای دوست داشتنی،معرکه و محشر
..zhrw..
باحال
saeid.s.a
مثل ایول ، خیلی توپ بود....،با حال،جالب
sara
باحال
Aazam
باحال
amir22
سرد_خنک
F*R
باحال
مهدی
بانمک
Ainaz
جالب، باحال
D . M
خونسرد - خنک
Nafas
خنک کردن
kowsar
باحال
M
یعنی خون سردی
مصطفا
Cool child
بچه بی ادب
shiva_sisi‌
دوست داشتنی،معرکه و محشر، ایول ، خیلی توپ بود،
shiva_sisi‌
چاییدن به دلیل سرما
radin
a little cold not hot and warm
سهیل حسن زاده
خنك‌ ، خنك‌ كردن‌
Al
خنك- باحال
سجاد مصلحی
If the weather is cool it is a little bit cold
ali
جالب _ دوست داشتنی _با حال
رواخواه
خنکی هوا
a.r
slang ) great; terrific; fantastic)
SoruSh
ایول
مثلاHey Cool i'm Dead
ایول مم مُردم‌.
تو کارتون سیمپسون ها میگفت اینو☺
Sasan
سرد، خنک، خونسرد، باحال، بانمک، آدم درست حسابی معنی میده بستگی به کاربردش در جمله داره.
رسول معين فارساني
خنک، عالي
مجتبی عیوض صحرا
Cool برگرفته شده از کولاک است!
معنی: برف و بوران،سرمای شدید-طوفانِ دریا،موج شدید و بزرگ،تُندباد،گِردباد-
شاخص،سرآمد،برجسته،مُمتاز،شاهکار،کارِ شایان،بی نظیر و مانند،عالی،دِبش،محشر،منحصر به فرد!
آزیتا مهری
باحال
خفن
جالب
Sahar
محشر - خفن
یک کلمه عامیانه است و در گفتوگو های رسمی به کار نمیرود
کاوه
nice , great
Mojtaba
Coll
Cool is very good,excellent or interesting
حسین رحمانی
خوش‌پوش
تیچر زهرا
Cool
به معنی خونسرد ، آرام
li@
low in temperature, but not cold, often in a way that feels nice:
Danesh.
خونسرد . آرامش
Miss.Tanha
باحال😉
عاطفه اسلامیان
باحال، جالب
sanaz
محشر ,عالی,معرکه
ارزو
سرد
علی
در بعضی مواقع به معنای سرد و بعضی مواقع به معنی very good و excellent یعنی خیلی خو و بسیار خوشایند
Amir
دو معنا دارد
یکی به معنای خوب و دیگری به معنای سرد
Ali
باحال
Janyar
هم به معنی خنک و سرد و هم به معنی باحال میشه و مترادف fun
N
Cool= Very good
محمدرضا ایوبی صانع
something or someone that you like
جواد امینی
بیخیال
Messi
باحال
فیروزآبادی
باحال
that's so cool pal
خیلی باحاله رفیق
Moein
به معناي خنك و باحال
بستگي به كاربرد در جمله دارد
سید محمد هاشمی
Someone is cool with something:
( آمریکا- خودمونی) کسی مخالف با چیزی نبودن- کسی مشکل با قضیه ای نداشتن

Collins:👇👇👇👇
If you say that someone is�cool�with something, you mean that they accept it and are not angry or upset about it. [mainly AM, INFORMAL]


Eg: yeah, we could leave later - I'm cool with that.
آره، ما میتونیم بعدا بریم. من مشکلی ندارم.

Eg: If you want to go now, It's cool with me.
اگه الان میخوای بری، من مشکلی ندارم
التن قاسمپور
باحال،خفن،سرد،خنک
setayesh
باحال-جالب
امین اسدخانی
تو خیلی جاها معنی باحال میده
MOEIN
very good,excellent or interesting
tinabailari
باحال 🖥🖥
Golsa has bought a beautiful little doll which is very cool
گلسا عروسک کوچک زیبایی خریده که خیلی باحاله
Zahra
باحال
حمیدرضا
جالب
قشنگ
Aylin
خنک یا باحال بستگی به جمله داره
Hey do you like this game?
(Yes! thats (cool!
👆باحال
The wather is( cool) now!
خنک 👆
ناشناس
cool means very good excellent or interesting معنی اش در کتاب کانون زبان ایران
ناشناس
خنک یا باحال بستگی به جمله داره
Hey do you like this game?
(Yes! thats (cool!
👆باحال
The wather is( cool) now!
خنک 👆
Armita
Isn't that lovely and isn't that cool and isn't that cruel and aren't I a fool
cool در هر جمله معنای مختلفی دارد مثل مثال بالا cool به معنای جالب است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی cool
کلمه : cool
املای فارسی : کول
اشتباه تایپی : زخخم
عکس cool : در گوگل

آیا معنی cool مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )