برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1618 100 1
شبکه مترجمین ایران

compromised


به خطر افتاده علوم نظامى : در خطر اکتشاف افتاده

واژه compromised در جمله های نمونه

1. the married couple compromised on whether to buy a rug or a car
زن و شوهر در مورد خرید فرش یا اتومبیل با هم توافق کردند.

compromised را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد سليمان‌نژاد
سازشكار، مصالحه‌گر
رهگذر
در معرض خطر، به خطر افتاده
محمد بنیادباقری
دارای نقص
سعد
a compromised judge
آلوده. رسوا
میلاد علی پور
معیوب، مشکل دار
تینا
خدشه دار
کوهیار عابدینی نسب
به مشکل بر خورده
بیومکانیک
لطمه خورده
محدثه فرومدی
لطمه‌دیده، عدول‌شده، تخطی‌شده
مهشید متین
Immunocompromised یعنی دارای نقص در سیستم ایمنی بدن
حسن موسوی
سازش دادن
مهدی کاظمیون
در خطر، آلوده‌شده، به خطر افتاده: در حوزه امنیت دیجیتال به سیستم‌هایی گفته می‌شود که به خاطر وجود یک نقص امنیتی در برابر یک نوع حمله آسیب‌پذیر هستند، و یا به یک بدافزار آلوده شده‌اند.
علی
مصلحت اندیشانه
مصطفی نیک بخت
مختل شده
مبین عصمتی
لو رفتن
امیر
وجه‌المصالحه قرار دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی compromised

کلمه : compromised
املای فارسی : کومپرومیصد
اشتباه تایپی : زخئحقخئهسثی
عکس compromised : در گوگل

آیا معنی compromised مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )