برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1470 100 1

complainer


شاکى

واژه complainer در جمله های نمونه

1. a chronic complainer
غرغرو،همیشه شاکی،ایرادگیر همیشگی

2. Those who complain most are most to be complained of.
[ترجمه ترگمان]کسانی که شکایت دارند بیشتر از همه شکایت دارند
[ترجمه گوگل]کسانی که بیشترین شکایت را دارند، بیشتر از آن شکایت دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Man alone is born crying, lives complaining, and dies disappointed. Samuel Johnson
[ترجمه ترگمان]انسان به تنهایی به دنیا می‌آید و گریه می‌کند، زندگی می‌کند و ناامید می‌شود سامویل جانسون
[ترجمه گوگل]انسان به تنهایی گریه می کند، شکایت میکند، و ناامید می شود ساموئل جانسون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The sea complains it wants water.
[ترجمه ترگمان]دریا شکایت می‌کند که آب می‌خواهد
[ترجمه گوگل]دریا شکایت می کند که آب دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Learn to suffer without complaining; that is the best thing I can teach you.
[ترجمه ترگمان]یاد بگیرید که بدون شکایت رنج ببرید ...

معنی عبارات مرتبط با complainer به فارسی

لباس اضافی (برای عوض کردن)، غرغرو، همیشه شاکی، ایرادگیر همیشگی

معنی کلمه complainer به انگلیسی

complainer
• one who complains; whiner, malcontent

complainer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پژمان
فرد غرغرو
,ارمان
کسی که روی همه چیز عیب می‌گزارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی complainer
کلمه : complainer
املای فارسی : کمپلینر
اشتباه تایپی : زخئحمشهدثق
عکس complainer : در گوگل

آیا معنی complainer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران