برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1464 100 1

come back

/ˈkəmˈbæk/ /kʌmbæk/

معنی: برگشتن
معانی دیگر: 1- بازگشتن، مراجعت کردن 2- (عامیانه) دوباره موفق شدن، قهرمان شدن، بازگشتن

واژه come back در جمله های نمونه

1. Three things in life when gone never come back: time, opportunity, and words.
[ترجمه عرفان] موقعی که سه چیز از زندگی رفت هرگز باز نمیگردد:زمان،موقعیت وشانس،و کلمات
|
[ترجمه علی وکیلی] سه چیز در زندگی اگر برود . هرگز برنخواهد گشت . زمان . فرصت . گفتار
|
[ترجمه دنیا] سه چیز در زندگی وقتی رفت دیگه برنمیگرددزمان،فرصت و کلمات
|
[ترجمه موناا] سه چیز در زندگی وقتی رفت دیگه برنمیگردن ؛ زمان ، فرصت و کلمات .|
[ترجمه ترگمان]سه چیز در زندگی بود که هرگز بر نگشت زمان، فرصت، و کلمات
[ترجمه گوگل]زمانیکه رفته رفته سه چیز در زندگی پیدا می شود: زمان، فرصت و کلمات هرگز
[ترجمه شما] ...

مترادف come back

برگشتن (فعل)
sheer , hark back , change , bend , regurgitate , return , reverse , backslide , rebound , come back , remount , blench , put about , revert , resile , topple , recrudesce

معنی عبارات مرتبط با come back به فارسی

واقع بین شدن، از عرش به زیر آمدن

معنی کلمه come back به انگلیسی

come back
• return
don't bother to come back
• goodbye and don't return

come back را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

MS
به خاطر اوردن اطلاعات
مثال
I can't think of her name, but I will come back to me.
حسن نجفیان
با سلام متاسفانه در صدا وسیما ومطبوعات ورزشی از واژه انکلیسی طوری استفاده میشه فکر میکنند این واژه ها فارسیه مثلا کلین شیت. کامبک .ریوایند کات بک.وکلماتی ازاین قبیل که انگار این واه ها متادف فارسیش وجود نداره مثلا گل نخوردن.بسته نکهداشتن یاتمیز نگهداشتن دروازه را کلین شیت استفاده میکنند یا برگشت به بازی را .ازواژه کام بک استفاده مینند پاس به عقب یا قطع توپ به عقب را از کاتبک اسفاده میکنند ازین واژه ها به مراتب زیاده در یک رسانه با بینندگان زیاد با باسوادتریت وبیسوادترین ایا میشود یکسری گزارشگر واقعا بیسواد وبا بکار بردن جنین واژه هایی خودرا مطلع واگاه نشان میدهند که بارها با صداوسیما ارتباط گرفتم گوش کسی بدهکار نیست یعنی زنجیرها پاره ویک نوع انارشیگری در گفتار چه در رسانه های شنیداری دیداری ومطبوعات بخصوص ورزشی اتفاق افتاده چکار باید کرد من فکر میکنم روح فردوسی پاکزاد با این هجمه های کلمات انگلیسی وبکار بردن کلمات عربی به غلط به لرزه درمیاید وزبان ما بدین حالت ازبین خواه رفت شما بفرمایید چکار باید کرد از هجوم به زبان جلوگیری کرد سپاس گزارم
عليرضا كريمي وند
برگشتن يك اصلاحي كه زماني كه از سفر برگشتن استفاده ميشود
Shahrammiriasl0047
سلام.
آقای نجفیان این کلمات بوسیله گزارشگرای انگلیسی زبان مشهور ابتدا گفته میشه و بعد جا میفته توی فرهنگ فوتبال بخاطر مخاطب بالا.
مثل کلمه فوتبال ک خودش کلمه انگلیسیه.یا تلویزیون و ..
پس ما باید خودمون رشدفرهنگی کنیم تا برشد علمی برسیم اگه میخایم با هجوم علم و تکنولوژی منقرض نشیم.
این واقعیت دنیاس.کلام ما قرنهاس افت داره.از بعد سعدی و حافظ.پس راهش اونجاس وگرنه چطور میشه گف اقا نگین کلین شیت ک بده.
Honey
برگرد عسل
پریسا
لطفا برگرد
سامره عباسی
رویش دوباره
هورا رهبری
زنده ماندن ،به زندگی بازگشتن
آرین جان
come back around
1:دوباره برگشتن
2:برگشتن پیشِ
میلاد علی پور
جناب نجفیان با فرمایشتون کاملا موافقم. مثلا بنده خاطرم هست در سالهای نه چندان دور وقتی یه دروازه بان توپ رومی گرفت گزارشگر می گفت چه مهار زیبایی کرده. اما الان همون گزارشگرِ بی سواد که فقط فاز کلاس گذاشتن داره، میگه چه سِیوِ save زیبایی. بحث کلاس گذاشتن و احساس باکلاس بودن به همه دست داده، و به جای واژه ی زیبای مهار می گن سِیو save. حالا از همون آدم بخوای که خودش رو به انگلیسی معرفی کنه با در و پنجره اشتباه میگیره خودش رو. یکی از اساتید بنده که فوق العاده در رشته خودشون تبحر داشتن، هرگز وقتی فارسی صحبت می کردن از واژه انگلیسی استفاده نمی کردن. متاسفانه فضای مجازی افتاده دست قشر نوجوون و اونهام داغن. منتهی من نمی دونم چرا افرادی که خیرِ سرشون تحصیلات دارن، شدن پیروِ نسل نوجوون و دارن ادای اونها رو در میارن. غلط نوشتنِ املایی، استفاده از واژه های انگلیسی به جای معادل فارسی. چندسال دیگه فارسی هم میشه مثل هندی، وقتی ما غیرت نداشته باشیم، هیچ توقعی از غیرخودی نمی شه داشت.
میلاد علی پور
در مواردی همچون، گزارش و حکم دادگاه،،، معنای صادر کردن، دادن، اعلام کردن، منتشر شدن نیز دارد
Rezvan
همش تقریبا مترادفه. فقط فرق شون تو اینه که رفته بودی و الان برمیگردی به جای اولیه یا دوباره میری جایی دور از جای اولیه.

مثلا, شب من مهمونی میرم از خونه خودم به خونه دوستم. حالا مثلا مامانم زنگ میزنه بیا خونه. الان میخام برگردم خونه خودم. برای مامانم که خونه خودمون هست, میشه come back home و برای خودم که از خونه دور هستیم میشه go back home.

حالا هم من و هم مادرم میتونیم از get back و یا return استفاده کنیم. چرا؟ چون این دو تا مشخص نمیکنه که میرم دوباره و یا میام دوباره. هر دوتاش معنی برگشت میده.

arrive "هم رسیدن به" میشه. که اصلا ربطی به رفتن یا امدن نداره. شما به مقصد میرسید.

نمیدونم درست تونستم توضیح بدم. خلاصه بگم به زاویه دید بستگی داری که برای شما امدن میشه یا رفتن. و اون دو تای دیگه که اصلا "رفتن" یا "امدن دوباره" دقیقا مشخص نیست.

example in English

I go to my friend's home from my home.
Now my mom at home calls me and says you must be home.

Mom: Come back home now.
You: I go back home now.

or

Mom: Return/get back home now.
You: OK, I return/get back home now.
Hasti
برگشتن
سید مهدی اکبری
یک فعل phrasal verb به معنی برگرد در امر و برگشتن را میدهد
مثال come back to the door :
به سمت در برگردید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی come back
کلمه : come back
املای فارسی : سوم باک
اشتباه تایپی : زخئث ذشزن
عکس come back : در گوگل

آیا معنی come back مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران