برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1676 100 1
شبکه مترجمین ایران

Conducting

واژه Conducting در جمله های نمونه

1. copper is a good medium for conducting heat
برای رساندن حرارت،مس وسیله‌ی خوبی است.

2. The astronauts are conducting a series of experiments to learn more about how the body adapts to weightlessness.
[ترجمه ترگمان]فضانوردان یک سری آزمایش‌ها را انجام می‌دهند تا بیشتر در مورد نحوه تطبیق بدن با بی‌وزنی، بیشتر یاد بگیرند
[ترجمه گوگل]فضانوردان یک سری از آزمایشات انجام می دهند تا بیشتر بدانند چگونه بدن با وزن نامحدود سازگار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. UN mediators are conducting shuttle diplomacy between the two sides.
[ترجمه ترگمان]میانجی گران سازمان ملل دیپلماسی شاتل را بین دو کشور انجام می‌دهند
[ترجمه گوگل]واسطه های سازمان ملل دیپلماسی شاتلی بین دو طرف را انجام می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We are conducting a survey of consumer attitudes towards organic food.
[ترجمه ترگمان]ما بررسی نگرش‌های مصرف‌کننده نسبت به مواد غذایی ارگانیک را انجام می‌دهیم
[ترجمه گوگل]ما نظرسنجی از نگرش مصرف کنندگان نسبت به مواد غذایی ارگانیک انجام می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی Conducting در دیکشنری تخصصی

conducting
[عمران و معماری] هادی - هدایت کردن
[شیمی] نوار رسانا
[عمران و معماری] زهکش هدایت کننده
[برق و الکترونیک] بسپار رسانا نوعی پلاستیک با رسانندگی بالا و نزدیک به فلزات .
[پلیمر] پلیمر رسانا
[برق و الکترونیک] هدایت کنندگی مستقیم
[برق و الکترونیک] نارسایی

معنی کلمه Conducting به انگلیسی

conducting
• way of managing a business; directing a course; direction of an orchestra or choir

Conducting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد مولاییان
هدایت کردن، عمل آوردن
iman
اداره کردن
محمد مولاییان
در مهندسی برق و فیزیک به معنی رسانا می باشد.
مسعود شیخ
انجام دادن
محمد حاتمی نژاد
انجام دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی Conducting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )