برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1646 100 1
شبکه مترجمین ایران

build into


1- در درون چیزی قرار دادن یا تعبیه کردن، 2- بخشی از چیزی بودن یا کردن

معنی کلمه build into به انگلیسی

build into
• construct something as part of a whole; create something to be an integral part of something else

build into را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
گنجاندن
محدثه فرومدی
شامل شدن، در خود داشتن (to include)
رهگذر
ایجاد کردن
تعبیه کردن
F Gh
قرار دادن،گذاشتن
English User
منظور کردن، گنجاندن
It’s built into the price of the roomاین در قیمت اتاق منظور شده است
تعبیه کردنThere are three cash machines built into the wall.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی build into

کلمه : build into
املای فارسی : بویلد اینتو
اشتباه تایپی : ذعهمی هدفخ
عکس build into : در گوگل

آیا معنی build into مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )