برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1681 100 1
شبکه مترجمین ایران

brine

/ˈbraɪn/ /braɪn/

معنی: شوراب، اب شور، اشک، اب نمک
معانی دیگر: آب نمک، آب پر نمک (که برای خیارشور خواباندن و غیره به کار می رود)، آب دریا، شورآب، شورآبه، دریا، اقیانوس، در آب نمک خواباندن، آب نمک زدن، نمک سود کردن

بررسی کلمه brine

اسم ( noun )
(1) تعریف: water containing a high concentration of salt.

(2) تعریف: the water of an ocean or sea.

(3) تعریف: a saltwater solution for pickling foods.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: brines, brining, brined
مشتقات: brinish (adj.), briner (n.)
• : تعریف: to steep, immerse, or preserve in brine.

واژه brine در جمله های نمونه

1. a can of sardines in brine
یک قوطی ساردین در آب نمک

2. She steeped the cucumbers in brine.
[ترجمه ترگمان]خیار شور را در آب‌نمک غرق کرده بود
[ترجمه گوگل]او خیار را در آب نمک فرو برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Please marinate the meat in the brine.
[ترجمه ترگمان] لطفا گوشت رو تو آب‌نمک خیس کن
[ترجمه گوگل]لطفا گوشت را در آب نمک خرد کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Soak the walnuts in brine for four or five days.
[ترجمه ترگمان]گردو را به مدت چهار یا پنج روز در آب‌نمک بخیسانید
[ترجمه گوگل]گردو را در آب نمک 4 یا 5 روز خیس کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The onions had been pickled in brine.
[ترجمه ترگمان]پیازها هم از آب‌نمک خیس شده‌بود
[ترجمه گوگل]پیاز در آب نمک استخراج شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف brine

شوراب (اسم)
brine
اب شور (اسم)
brine
اشک (اسم)
tear , brine , teardrop
اب نمک (اسم)
souse , brine , saltwater

معنی عبارات مرتبط با brine به فارسی

حو­نمک گیری
(جانورشناسی) نوعی میگو از جنس artemia که در مرداب های شورابی زیست می کند

معنی brine در دیکشنری تخصصی

brine
[شیمی] 1- آب نمک ، آب پر نمک (که براى خیارشور خواباندن و غیره به کار می رود) 2- آب دریا، شورآب ، شورآبه 3- دریا، اقیانوس 4- در آب نمک خواباندن ، آب نمک زدن ، نمک سود کردن 5- اشک
[مهندسی گاز] آب نمک
[خاک شناسی] شور آب
[نفت] آب نمک
[آب و خاک] شوراب، آب شور
[زمین شناسی] شورابه
[شیمی] حوضچه نمک گیری
[زمین شناسی] آب نمک مصنوعی آب نمکی که از یک رسوب زیرزمینی نمک و یا سایر مواد سنگی محلول، طی فرآیند معدن کاری انحلالی به دست می آید؛ مقایسه شود با: brine (زمین شناسی) .
[زمین شناسی] شورابه گرم آب بسیار گرم و شور، مانند آب کف دریای سرخ. دمای چنین آبی تا 56 درجه درجه و شوری آن تا 256 می رسد.
[زمین شناسی] شوراب میدان نفتی آب حاصل از حفاریهای عمیق که معمولاً حاوی مقادیر قابل توجهی از نمکهای محلول است.

معنی کلمه brine به انگلیسی

brine
• water which is full of salt; salt water solution used for preserving food (i.e. pickling)
• brine is salty water that is used for preserving food.
pickles in brine
• sour pickles preserved in a salt solution

brine را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Null
Herobrine
قهرمان شوم ؟
کمک لطفا
صدرا
مهندسی نفت: آب نمک
یلدا
آب شور ،اب نمک
امیدرضا صالحی
Null عزیز Herobrine اسم یک شخصیت در بازی Minecraft هستش حتما همین واژه در همینجا سرچ کنید دوستان با جزئیات کامل توضیح دادند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی brine

کلمه : brine
املای فارسی : برین
اشتباه تایپی : ذقهدث
عکس brine : در گوگل

آیا معنی brine مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )