برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1472 100 1

bash

/ˈbæʃ/ /bæʃ/

معنی: دست پاچه نمودن، ترساندن، ترسیدن، بر هم زدن، شرمنده شدن
معانی دیگر: جمع اسم: basis، (عامیانه) محکم زدن، در هم کوفتن، کوفتن، (با حرف یا ضربه) حمله ور شدن، تاختن بر، (عامیانه) ضربه ی شدید، ضرب و شتم، (خودمانی) مهمانی باشکوه، سور، عیش و نوش، خجلت

بررسی کلمه bash

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: bashes, bashing, bashed
(1) تعریف: to strike a violent or crushing blow to.
مشابه: shock, smash

- Rioters bashed the store windows.
[ترجمه اشکان فضل اله] شورشی ها پنجره های فروشگاه راشکستند(از بین بردن)
|
[ترجمه Mamali] قلدر ها پنجره های مغازه را شکستند.
|
[ترجمه AlirezA] آشوبگران شیشه های مغازه رو داغون کردند.
|
[ترجمه ترگمان] rioters به شیشه مغازه ضربه زد
[ترجمه گوگل] ستیزه جویان پنجره های فروشگاه را خفه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (informal) to critici ...

واژه bash در جمله های نمونه

1. bash on
(بدون علاقه) کاری را انجام دادن

2. bash up
سخت زدن،خرد کردن (اشخاص یا اشیا)،صدمه زدن

3. a bash on the nose
ضربه‌ای بر بینی

4. i better bash on with this report
بهتر است این گزارش لعنتی را تمام کنم.

5. have a bash at
(خودمانی) امتحان کردن،امتحانا انجام دادن

6. she decided to have a bash at painting
او تصمیم گرفت نقاشی را بیازماید.

7. She got a bash on the head.
[ترجمه اشکان فضل اله] او روی سرش حمله ور شد
|
[ترجمه ترگمان] سرش ضربه‌خورده
[ترجمه گوگل]او با صدای بلند روی سرش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He gave me a bash on the eyes.
[ترجمه اشکان فضل اله] او با چشم هایش مرا ترساند
...

مترادف bash

دست پاچه نمودن (فعل)
abash , bash
ترساندن (فعل)
bash , abhor , scare , frighten , intimidate , terrorize , deter , fray , shock , fright , shore , huff , awe , appal , appall , spook , tremble , daunt , threaten , buffalo , bullyrag , cow , horrify
ترسیدن (فعل)
bash , abhor , scare , fear , dread , quail
بر هم زدن (فعل)
bash , overset , unsettle , discompose , disturb , disorder , ruffle , faze , tousle , coup , derange , disarrange , disband
شرمنده شدن (فعل)
bash , blush

معنی عبارات مرتبط با bash به فارسی

(عامیانه) محکم زدن، در هم کوفتن، کوفتن، (با حرف یا ضربه) حمله ور شدن، تاختن بر، (عامیانه) ضربه ی شدید، ضرب و شتم، (خودمانی) مهمانی باشکوه، سور، عیش و نوش، (بدون علاقه) کاری را انجام دادن
(بدون علاقه) کاری را انجام دادن، سخت زدن، خرد کردن (اشخاص یا اشیا)، صدمه زدن

مخفف bash

عبارت کامل: Bourne Again SHell
موضوع: کامپیوتر
بَش (Bash)‏ یک پوسته یونیکس آزاد است که توسط برایان فاکس (به انگلیسی: Brian Fox)‏ برای پروژهٔ گنو نوشته شده است. نام بَش سرنام Bourne-again shell در انگلیسی است.
بش یک پوستهٔ پازیکس با تعداد قابل توجهی افزونه است. در ابتدا این پوسته برای سیستم عامل گنو طراحی شده بود. اما بش در اکثر سیستم عامل های خانواده شبه-یونیکس قابل اجراست. پوستهٔ پیش فرض در اکثر سیستم عامل هایی که از هسته لینوکس استفاده می کند، است. همچنین پوستهٔ پیش فرض سیستم عامل مک اواس ده که مبتنی بر داروین است نیز می باشد. این پوسته برای سیستم عامل مایکروسافت ویندوز به وسیلهٔ شبیه ساز پوزیکس به نام سیگوین انتقال داده شده است.

معنی کلمه bash به انگلیسی

bash
• forceful blow or strike; lively party
• punch, hit, strike
• if you bash someone or something, you deliberately hit them hard; an informal word.
• if you bash into something or against something, you hit it or bump into it accidentally with a lot of force; an informal word. verb here but can also be used as a count noun. e.g. ...a bash on the nose.
• if you have a bash at something or if you give it a bash, you try to do it; an informal word.
• a bash is also a very lively and enjoyable party; an informal word.

bash را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سارا تقی زاده
جشن و مهمانی
اشکان فضل اله
یورش بردن خجالت زده شدن جشن سر گرم شدن دست و پاچه شدن
Soroush
کلاس فارغ التحصیلی ششم Sixth grade graduation bash
Roham
means party
عادل
کوفتگی کردن شدن
Miss.Raya
means party
یعنی جشن
nima
جشن
سوگند جهانداری
جشن و مهمانی
Mahoor
به معنای مهمانی
زالبته برای یورش بردن و یا جخالت زده شدن هم بکار میرود
❤؟❤
Bash means party
کانون زبان. Reach 4
👑👑
جشن,مهمانی:bash

means party reach4
Amir
ترساندن
Amir
ترساندن
محمد ریاحی
جشن و مهمانی
امیر
بدرفتاری(تاکردن)،ترساندن
مهدی شریف پور
ترکوندن
SIyavash
(to criticize someone or something very strongly (Longman dictionary
قضاوت کردن
♥sarina#
مهمانی
Ayda Aria
a big or exciting party
(slang/informal)
Melika
Bash mrans party
جشن و مهمانی
Supplementry Reach4
Sogand
Bash means party
Bash = Party
کتاب Reach 4
به معنای جشن یا مهمانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی bash
کلمه : bash
املای فارسی : باش
اشتباه تایپی : ذشسا
عکس bash : در گوگل

آیا معنی bash مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران