برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1641 100 1
شبکه مترجمین ایران

Behavior Therapy


(روان شناسی) درمان از راه تعدیل (میان سان سازی) رفتار، رفتار درمانی

واژه Behavior Therapy در جمله های نمونه

1. Behavior therapy was adopted in speech treatment. The quantitative measurement of Chinese speech intelligibility and blowing test was carried out before speech therapy and after speech therapy.
[ترجمه ترگمان]رفتار درمانی در درمان گفتار به کار گرفته شد اندازه‌گیری کمی در مورد قابلیت فهم زبان چینی قبل از گفتار درمانی و بعد از گفتار درمانی انجام شد
[ترجمه گوگل]درمان رفتاری در درمان گفتار پذیرفته شد اندازه گیری کمی تشخیص زبان چینی و آزمایش دمیدن قبل از گفتار درمانی و بعد از گفتار درمانی انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some people do better with cognitive behavior therapy, while others do better with medication.
[ترجمه ترگمان]برخی افراد با درمان شناختی بهتر عمل می‌کنند در حالی که برخی دیگر با دارو بهتر عمل می‌کنند
[ترجمه گوگل]برخی از افراد با رفتار رفتاری شناختی بهتر عمل می کنند، در حالی که دیگران با دارو بهتری دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Psychotherapy . A type of psychotherapy called cognitive behavior therapy is especially useful for treating social phobia.
[ترجمه ترگمان]روان‌درمانی: نوعی از روان‌درمانی به نام درمان رفتار شناختی به ویژه برای درمان اضطراب اجتماعی مفید است
[ترجمه گوگل]روان درمانی یک نوع روان درمانگری به نام رفتار شناختی درمانی برای درمان تبهکاری اجتماعی مفید است
...

معنی Behavior Therapy در دیکشنری تخصصی

Behavior Therapy
[روانپزشکی] رفتار درمانی. روشی که بر اصول فرضیه یادگیری متکی است و از شرطی سازی عامل استفاده می کند. رفتار درمانی به مسائل خاص معطوف است و در مواردی که مسائل به وضوح مشخص شده و اهداف درمانی روشن است نتایج بهتری دارد.

Behavior Therapy را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی behavior therapy

کلمه : Behavior Therapy
املای فارسی : بهویر تراپی
اشتباه تایپی : ذثاشرهخق فاثقشحغ
عکس Behavior Therapy : در گوگل

آیا معنی Behavior Therapy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )