برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1396 100 1

attended

/əˈtendəd/ /əˈtendɪd/

معنی: با مراقب

واژه attended در جمله های نمونه

1. i attended him to the airport
با او به فرودگاه رفتم.

2. i attended the meeting in the capacity of an advisor
در گردهمایی به عنوان رایزن حضور یافتم.

3. many attended his funeral
خیلی‌ها در مجلس ترحیم او شرکت داشتند.

4. success attended his efforts
کوشش های او با موفقیت توام بود.

5. they attended the wedding
در عروسی حضور یافتند.

6. are you being attended to?
(معمولا در فروشگاه‌ها و غیره) آیا کسی به شما رسیده است‌؟ فرمایشی دارید؟

7. in london he attended the races
در لندن به مسابقات (اسبدوانی) رفت.

8. several hundred people attended my father's funeral
چند صد نفر در مراسم ختم پدر من شرکت کردند.

9. the late prime minister attended the meeting
نخست‌وزیر پیشین در جلسه حضور داشت.

10. doctors were few and only attended very sick patients
شمار دکترها کم بود و فقط به بیماران رو به مرگ رسیدگی می‌کردند.

11. the queen and her consort attended the banquet
ملکه و شوهرش در ضیافت حضور یافتند.

12. jason robards sr. and his son, jason robards jr., both a ...

مترادف attended

با مراقب (صفت)
attended

معنی کلمه attended به انگلیسی

attended before court
• represented in court
attended school
• studied at school, was present at school

attended را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Shayan
حضور یافتن
خورشید
شرکت کردن
احسن
پذیرفتن
Amir
مورد توجه قرار دادن
نوشین والافر
شرکت کردن به صورت مرتب،
رسیدگی کردن
Sahar
مراقب بودن
امین جمالی راد
با دقت گوش دادن
attended to my answer
به جواب من با دقت گوش داد.
سرگل رضائی
همراهی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی attended
کلمه : attended
املای فارسی : اتندد
اشتباه تایپی : شففثدیثی
عکس attended : در گوگل

آیا معنی attended مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )