برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

anomalous

/əˈnɑːmələs/ /əˈnɒmələs/

معنی: مغایر، غیر عادی، بی مورد، بی شباهت، خارج از رسم، غیر متشابه، بی ترتیب
معانی دیگر: ناهمسان، نابهنجار، خلاف قاعده، متناق­

بررسی کلمه anomalous

صفت ( adjective )
مشتقات: anomalousness (n.)
(1) تعریف: differing from the norm, standard, or common type or rule; abnormal.
مترادف: aberrant, abnormal, anomalistic, deviant, odd, unnatural
متضاد: normal
مشابه: curious, deviate, different, divergent, eccentric, erratic, exceptional, offbeat, queer, singular, strange, uncommon, unconventional, unusual

- Before the changes were made at the school, such high test scores had been anomalous.
[ترجمه ترگمان] قبل از اینکه تغییرات در مدرسه انجام شود، چنین نمرات امتحانی غیر عادی بود
[ترجمه گوگل] قبل از اینکه تغییرات در مدرسه انجام شود، نمرات آزمون های بسیار بالاتری وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: inconsistent or incongruous.
مترادف: contradictory, irregular
متضاد: typical
مشابه: contrary, freak, variable

واژه anomalous در جمله های نمونه

1. the caring the bitch shows for the kittens is anomalous
مراقبت این سگ ماده از بچه گربه‌ها غیرعادی است.

2. In a multicultural society is it not anomalous to have a blasphemy law which only protects one religious faith?
[ترجمه ترگمان]در یک جامعه چند فرهنگی، داشتن یک قانون توهین به مقدسات غیر عادی نیست که تنها از یک دین مذهبی محافظت می‌کند؟
[ترجمه گوگل]در یک جامعه چند فرهنگی، قانون نافرمانی که تنها از یک ایمان مذهبی محافظت می کند، بی اهمیت است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He is in an anomalous position as the only part-time worker in the firm.
[ترجمه ترگمان]او در حالت غیر عادی به عنوان تنها کارگر پاره‌وقت در شرکت است
[ترجمه گوگل]او در موقعیتی غیرمعمول به عنوان تنها کار نیمه وقت در شرکت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. For years this anomalous behaviour has baffled scientists.
[ترجمه ترگمان]برای سال‌ها این رفتار غیر عادی دانشمندان را گیج کرده‌است
[ترجمه گوگل]برای سالها این رفتار غیرمعمول دانشمندان را ناراحت کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف anomalous

مغایر (صفت)
abhorrent , contrary , opposed , contradictory , adverse , different , alien , disagreeable , other , anomalous
غیر عادی (صفت)
abnormal , unusual , uncommon , eccentric , extraordinary , abnormous , utter , strange , odd , anomalous , irregular , unco , unwonted
بی مورد (صفت)
amiss , wrong , inappropriate , undue , unseasonable , inopportune , untimely , anomalous , inapposite , trumped-up
بی شباهت (صفت)
unlike , anomalous , dissimilar
خارج از رسم (صفت)
anomalous
غیر متشابه (صفت)
anomalous
بی ترتیب (صفت)
disordered , anomalous , irregular , desultory , disorderly , immethodical

معنی anomalous در دیکشنری تخصصی

anomalous
[شیمی] 1- ناهمسان ، نابهنجار، خلاف قاعده ، غیرعادى 2- ناجور، متناقض ، بی رویه ، نامناسب ، منحرف ، سامان گریز، ناهنجار
[شیمی] منحنی غیر عادی
[شیمی] اثر غیر عادی
[برق و الکترونیک] اتشار بی هنجار انتشار غیر عادی امواج رادیویی وی-اچ-اف در فراسوی افق که ظاهرا به دلیل وارونی دما در لایه های پایینی جو روی می دهد.
[نساجی] خاصیت غیر عادی
[پلیمر] خاصیت غیرعادی

معنی کلمه anomalous به انگلیسی

anomalous
• abnormal, irregular, unusual, exceptional
• something that is anomalous is different from what is normal or expected; a formal word.

anomalous را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احمد چوپانی
بی نظیر
Javad
در معدن به معتی آنونالی است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی anomalous

کلمه : anomalous
املای فارسی : انملوس
اشتباه تایپی : شدخئشمخعس
عکس anomalous : در گوگل

آیا معنی anomalous مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )