برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1716 100 1
شبکه مترجمین ایران

addressing

/əˈdresɪŋ/ /əˈdresɪŋ/

نشانی دهی، نشانی یابی

واژه addressing در جمله های نمونه

1. he had the quirk of addressing his wife as "ahmad agha"
او این عادت عجیب را داشت که زنش را ((احمد آقا)) صدا می‌زد.

2. Addressing customers in their own language helps create goodwill.
[ترجمه ترگمان]پرداختن به مشتریان در زبان خودشان به ایجاد حسن‌نیت کمک می‌کند
[ترجمه گوگل]تماس با مشتریان در زبان خود به ایجاد حسن نیت کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He had a strange quirk of addressing his wife as Mrs Smith.
[ترجمه ایما] او عادت عجیبی داشت که همسرش را خانم اسمیث صدا می زد.
|
[ترجمه ترگمان]تغییر عجیبی با همسرش به عنوان خانم اسمیث پیدا کرده بود
[ترجمه گوگل]او عجب عجیب و غریب از صحبت با همسرش به عنوان خانم اسمیت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I was rather daunted by the thought of addressing such an audience.
[ترجمه ترگمان]من از فکر این که چنین جمعی را مخاطب سازم از ترس و هراس بودم
[ترجمه گوگل]من فکر نمیکرد ...

معنی عبارات مرتبط با addressing به فارسی

نشانی دهی نسبی
نشانی دهی قطاعی

معنی addressing در دیکشنری تخصصی

addressing
[کامپیوتر] آدرس دهی .
[کامپیوتر] باب نشان دهی ، وضعیت آدرس دهی .
[کامپیوتر] آدرس مختصر شده .
[کامپیوتر] آدرس دهی مستقیم ؛ نشانی دهی مستقیم
[کامپیوتر] آدرس دهی گسترده .
[کامپیوتر] آدرس دهی فوری ؛ نشان دهی بلافصل ؛ درس دهی بلافصل
[کامپیوتر] آدرس دهی غیر مستقیم - به کارگیری آدرسی که مشخص کننده مکانی از حافظه است ، به طوری که مکان فوق به آدرسی مستقیم یا غیر مستقیم اشاره می کند. - نشان دهی شاخص دار
[کامپیوتر] نشان دهی غیر مستقیم
[کامپیوتر] آدرس دهی چند مرحله ای .
[کامپیوتر] نشان دهی نسبی ؛ درس دهی رابطه ای

معنی کلمه addressing به انگلیسی

addressing
• method of accessing network resources (computers)
indirect addressing
• addressing in a roundabout manner, addressing something by using intermediate destinations en route to the final destination
logical block addressing
• allocation of unique digital addresses (that allow access by input/output) to various sectors on the hard drive, lba

addressing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا
توضیح دادن، توصیف کردن، معرفی کردن
یلدا
پرداختن
addressing any funding gaps in the cost of research
پرداختن به هر شکاف مالی در هزینه تحقیق (بررسی کردن شکاف های مالی در هزینه تحقیق)
boshrabaran
..addressing a specific workload...
بارکاری ویژه‌ای را اجرامی‌کنند.

اجراکردن
امیر
تصویب کردن
Toomaz
رفع
الشن آکحان
برطرف سازی
سارا
پرداختن، رویارویی با
محدثه فرومدی
رسیدگی (به)، نظارت (بر)
علیرضا
خطاب کردن
سعید عباس نژاد اورمولو
مخاطب قرار دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی addressing

کلمه : addressing
املای فارسی : اددرسینگ
اشتباه تایپی : شییقثسسهدل
عکس addressing : در گوگل

آیا معنی addressing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )