پرسشها با دستهبندی (زبان فارسی => زبان فارسی => واژگان)
شما برای هرکدام از این سان(=حالت) ها،چه نشانگری که ریشه پارسی دارد را شایسته می دانید؟ یا آنکه چه گونه واژه سازی ای انجام می دهید که هم ساده باشد و هم این سان ها را پوشش می دهد؟ A بله،B بله: A ...
در زبان لکی کرمانشاه برای مفهوم خویشتن از واژه وِژ به کار برده میشم وژم وژت وژی وژمان وژتان وژیان حالا به نظرم کلمه وجدان هم درواقع وژدانه وژ + دان
در بررسی هایی که کردم، هیچ واژه پارسی که در آن از نویسه ق کاربری شده باشه، پیدا نکردم و به نگاهم میرسه که همه وام واژگان دارای حرف ق، عربی یا ترکی باشند و هیچ واژه ای در زبان پارسی این نویسه را ندارد
پیشنهاد واژگان تازه برای جهتهای جغرافیایی با ریشه در زبان پارسی با درود، در راستای گسترش زبان پارسی و بازآفرینی واژگان علمیِ سازگار با ساختار این زبان کهن، برابرهایی برای جهتهای جغرافیایی بر پایه ...
ثوره کوثرکجا نازل شد وچرا نازل شد
ضجیع کابولی روذ جماش صبور آباد شغب ناک
بلرزید زمین لرزیدنی سخت که کوه اندر فتادی زوبه گردن تو گفتی هر زمانی ژنده پیلی بلرزاند ز رنج پشگان پر
مخرقه کتیم عتل مکمن بعر مناص
کدیه دیان عوز نس غرار گول فحم
کشمیر منطقه ای کوهستانی و خوش آب و هوا و پر آبه که در محل رسیدن سه کشور هند و پاکستان و چینه و بین این سه کشور تقسیم شده محل قرار گیری و ویژگی های این سرزمین دقیقا مشابه توصیفات شاهنامست نکته ای کمتر بهش توجه شده اینه که ظاهر مردمان کشمیر با ایرانیان تا حدی تفاوت داره که این تفاوت قابل تشخیصه حالا نظرتون چیه؟ کشمیر همون مازندرانه؟