برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مادر

/mAdar/

مترادف مادر: ام، مام، مامان، ننه، والده، اصل، ریشه، باعث، منشا، جرثومه

متضاد مادر: پدر، اب، ابوی
مادر
ننه
مادر آدمیان
حوا
مادر آذری
انا
مادر آذری زبان
انا
مادر ابراهیم
ماریه قبطیه
مادر اسفندیار
کتایون
مادر امام رضا (ع)
ریحانه
مادر امام زمان (عج)
نرجس خاتون
مادر اندر
نامادر
مادر ایرانی امام چهارم
شهربانو
مادر باران
ابر
مادر بزرگ
بیبی
مادر به زبان عربی
ر
مادر به زبان محلی
دا
مادر پیامبر اکرم (ص)
امنه
مادر پیامبر(ص)
آمنه
مادر پیامبرا کرم
امنه
مادر تازی
ام
مادر ترک
انا
مادر ترکی
انا
مادر جنوبی
یوما
مادر حضرت عباس
ام البنین
مادر حضرت عیسی
مریم
مادر حضرت مهدی ( عج)
نرجس
مادر حضرت موسی
یوکابد
مادر حضرت موسی(ع)
یوکابد
مادر خودمانی
مامان
مادر در زبانی دیگر
دا
مادر رستم
رودابه
مادر زبان های اروپایی
لاتین
مادر زبانی دیگر
دا
مادر زن و مادر شوهر
خش
مادر شاه اسماعیل صفوی
مارتا
مادر عاریتی
دایه
مادر عامیانه
ننه
مادر عرب
ام
مادر عرب |
ام
مادر فریدون
فرانک
مادر گرامی
والده
مادر لر
دا
مادر میهن
مام
مادر ناصرالدین شاه
مهد علیا
مادر ورز ش ها
دو
مادر وطن
مام
مادر کورو ش کبیر
ماندانا
مادر کوروش
ماندانا
مادر یوسف (ع)
راحیل
انسان یا حیوان که پدر و مادر او از دو نژاد باشند
دورگه
تدوین قانون مادر که ساده و شفاف حریم دخالت دولت را در فعالیت های اقتصادی مشخص کند
ازادسازی اقتصاد
لقب الکسی ماکسیموویچ | نویسنده روسی کتاب های مادر | دانشکده های من | دشمنان و •••
ماکسیم گورکی
نام مادر اسفدیار
کتایون
نام مادر امام دوازدهم (عج)
نرجس
نام مادر امام کاظم (ع)
حمیده
نام مادر بابک خرمدین
مهرو
نام مادر پیامبر اکرم
امنه
نام مادر پیامبر گرامی اسلام
امنه
نام مادر حضرت مهدی (عج)
نرجس
نام مادر عماریاسر و از زنانی که برای تاریخ اسلام بااهمیت قلمداد می شود و از او به عنوان اولین بانوی شهید اسلام یاد می کنند
سمیه
نام مادر گرامی پیامبر اسلام (ص)
امنه
نام مادر مهدی (عج)
نرجس
نام مادر یوسف
راحیل
نام مبارک مادر پیامبر اکرم (ص)
امنه
نام همسر امام حسن عسکری(ع) یازدهمین امام شیعیان و مادر حجت بن الحسن(مهدی) (ع) است
نرجس خاتون
نام همسر امام حسن عسکری(ع) | یازدهمین امام شیعیان و مادر حجت بن حسن(حضرت مهدی عج)
نرجس خاتون
همان مادر است
والده
هووی مادر حضرت یوسف (ع)
لیا
از رسوم ازدواج است که در آن در صبح بعد از شب ازدواج داما با مادر عروس ملاقات کرده و از وی بخاطر عقد دخترش تشکر می کند
مادر زن سلام
از مربیان سرشناس سابق مادرید و سر مربی فعلی تیم ملی فوتبال
ویسن تهدل بوسکه
انسان یا جانوری که پدر و مادرش از دو نژاد باشند
دورگه
بازیگر زن سریال ترانه مادری
هما روستا
بازیکن اتلتیکو مادرید
ریس
بازیکن برزیلی تیم رئال مادرید
کاکا
بازیکن سابق رئال مادرید
ریس
بازیکن سابق ریال مادرید
ریس
بازیکن محبوب تیم رئال مادرید
کاکا
برادر مادر
دایی
بند تغذیه جنین از مادر
ناف
پدر و مادر
والدین, ابوان
جد مادری حضرت سلیمان
اوریا
جد مادری حضرت محمد
وهب
جد مادری حضرت محمد (ص)
وهب
خواهر مادر
خاله
خویشاوندی مستقیم و پدر و مادری
نسبی
درس شناخت زبان مادری
ادبیات
دفاع رئال مادرید
پپه
فلز مادر
اهن
آرمین
این واژه از زبان هندی- پارسی- اروپایی و هم خانواده ی (هم معنی) واژه ی ماما یا مامان می باشد و هیچ پیوندی با واژه عربی ام ندارد.
این واژه در زبان اوستایی ماتر mã-tar که «ما» یعنی دفاع کننده به هر بهایی و «تر» یعنی نگهداری کننده؛ و مادر یعنی کسی که هم به هر بهایی از فرزندش دفاع می کند و هم از او نگهداری می کند؛ واژه ی پدر نیز در اوستایی پیتر pi-tar بوده که «پی» پیشوندی به معنی نان آور، پرورش دهنده و «تر» نیز که به معنی نگهداری کننده است.
مهدی
ماقیس(به زبان اهنگرها-مادر)
مجتبی عیوض صحرا
مادَر-ما و پسوند(در"تر"!) نگهبانی و... فارسی اَوِستایی!
mother برگرفته شده از فارسی است!
زن فرزند دار-پدید آورنده ما،رسیدگی کننده و آسایش دهنده ما،نگهدارنده و مدافع ما!
آرش غضنفری
ما به اضافه در می شود مادر. ما ضمیر فاعلی اول شخص جمع مانند ما می رویم، ما می مانیم. در یعنی در آمدن، برون شدن است. یعنی مادر کسیست که ما از وجودش و زهدانش در آمدیم.
محمودی آذر
بە زبان کردی داێک
امین کرد
ما دار که مادار به مادر تبدیل شده ما در فارسی یعنی ماده و دار یعنی درخت مادار که بعد به مادر تبدیل شده به معنی درخت ماده است همانطور که کلمه پدر از اپادار به معنی بالای درخت است در شجره نامه اگه نگاه کنید پدر در بالا و فرزندان به صورت شاخه هستند واصلا شجره نامه یا درخت نامه از همین واژه دار می اید
رضا
آنا
شایاندا
در زبان لری به مادر( دا) می گویند.
به مادربزرگ ( ننه )می گویند.
ولی امروزه به مادر ( مان) می گویند. به مادربزرگ (دا) می گویند.
واژگان لری( بختیاری)

با بچه ای که هنوز زبان باز نکرده اینگونه حرف میزنند:

بَ بَ، بابا= پدر
مَ مَ، ماما=مادر
دَ دَ=خواهر
گَ گَ =برادر
پَ پَ=پدربزرگ
نَ نَ=مادر بزرگ

زمانی که بچه بزرگ می شود خانواده خود را اینگونه صدا میزند:

بو(بُُ)، بواَ، بَوَ=پدر
دا، دی، دایه، دالکه=مادر
دَده، دَدی=خواهر
گَ گه، گَ یه، گَ گو، گَ وو= برادر
پاپا، باوا=پدربزرگ
نَنه=مادربزرگ

زمانی که بخواهد بستگی خود با خانواده را بگوید:

پدر
مادر
خواهر
برادر
پاپا
ننه، داگَپ (گَپ به مَنای بزرگ)
لیلا
مادر در زبان ترکی با کلمه آنان شناخته میشود
و برای تمام مادران جهان آرزوی سلامتی را دارم
هرکی موافقه لایک کنه
نادر
مادر به ترکی: " آنا" ، به مادر، آبا و نَنَه هم می گویند.کلمه ننه در فارسی و زبان های دیگر هم کاربرد دارد. کلمه " آبا " احتمالاً عربی باشد. در زبان عربی به پدر، " اَب " گفته می شود و احتمالاً ترک زبان ها کلمه " اَبَه " را مؤنث " اَب " فرض نموده و برای کلمه مادر بکار برده اند؛ کلمه " اَبَه " با صداهای نازک ( اینجه ) ترکی بیان شده که اگر با صداهای کلفت ( قالین ) بیان شود، تبدیل به " آبا " می شود. بنابر این " آبا " یا همان " اَبَه " به معنی مادر و مؤنث " اَب " ( پدر ) می باشد.
در زبان ترکی برای خطاب کردن مادر از کلمات: آناجان ، آنا ، آبا ، مامان جون ، مامان استفاده می شود.
نسل های قدیمی برای خطاب کردن مادر از کلمات: ننه و حتی باجی نیز استفاده می نمودند. امروزه از کلمه ننه برای خطاب کردن مادر بزرگ استفاده می شود. به مادر بزرگ عزیز هم می گویند.
علی باقری
مادر : اصل این کلمه ام عربی می باشد و این کلمه در زبان سومری آما و در زبان ترکی آنا - آنه و در فارسی ننه و در برخی تلفظهای عربی یوما و درکره ای یوماجی و در سوریانی باستان آماتِرا به معنای (دارنده خصلت مادری) و در یونانی میتِرا می باشد همچنین آناهیتا که تلفظ یونانی ناهید می باشد در اصل آناشیدا به معنای مادر خورشید یا مادر روشنائی بوده است .
ایرزاد
مادر
واژه مادر هم ریشه با :
انگلیسی : mother
آلمانی : Mutter
است که به مینه ماده دار یا کسی که ماده یا نوزادی را میزایاند :
مادَر : ماد- اَر
ماد = ماده ، -اَر = پسوند کُنندگی


نام نویسی   |   ورود





شبکه مترجمین ایران