برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

تبعید

/tab'id/

مترادف تبعید: اخراج، جلای وطن، راندن، طرد، نفی بلد، دور کردن، طرد کردن، تغریب

برابر پارسی: دورکردن، بیرون کردن، دور کردن
تبعید گاه ناپلئون
سنتهلن
صحابی پیامبر اسلام (ص) که در زمان عثمان به روستای ربذه تبعید شد | وی مخالف تجمل و ثروت اندوزی دستگاه حکومتی بود
ابوذر غفاری
هیچکس را نمی توان از محل اقامت خود تبعید کرد مگر در مواردی که••• مقرر می دارد
قانون
جزیر تبعیدگاه ناپلئون بناپارت
سنتهلن
جزیره تبعیدگاه ناپلئون
الب
فرامرز فرشاد
دوری -دوری ناخواسته -دوری از دیار
بهرام س
دورافکنی
زهرا
بیرون کردن از محل اقامت
فر کیانی
تبعید= ویرِک
تبعیدی= ویرِکیک
فرهنگ برابر واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو جلد اول


نام نویسی   |   ورود