برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

اسراف

/'esrAf/

مترادف اسراف: اتلاف، تبذیر، تفریط، گشاده بازی، ولخرجی

متضاد اسراف: اقتصاد

برابر پارسی: ریخت و پاش، بد دستی، فزون خواهی، دور ریختن
اسراف
زیاده روی
اسراف کننده
مسرف
علی
اسراف یعنی درست مصرف نکردن و درست مصرف نکردن یعنی بیش از اندازه مصرف کردن


نام نویسی   |   ورود